تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
او را با همان حراقه‌اى كه در آن سوار بود به دار الخلافه برد ، و در آنجا از حواشى ملك برايش بيعت گرفت ، و بر تخت خلافت نشاند . آنگاه وزير و ديگر سرداران بيامدند ، و با او بيعت كردند ، و به المقتدر باللّه ملقبش ساختند . مقتدر ، دست وزير در مال گشاده نمود . پانزده هزار هزار دينار موجود بود . او حق البيعه را از آن برداشت ، و كارها به سامان آمد .

خلع المقتدر به وسيلهء ابن المعتز و بازگشت او

مقتدر سيزده ساله بود ، كه با او بيعت كردند و در نظر مردم خردسال مىآمد . وزير آهنگ خلع او و بيعت با ابو عبد اللّه محمد بن المعتمد [ 1 ] را نمود . در اين باب به او پيام فرستاد . او نيز رضا داد ، و وزير در انتظار آمدن بارس [ 2 ] ، حاجب اسماعيل سامانى نشست . بارس بر مولاى خود عصيان ورزيده و از او جدا شده بود و اينك اجازت خواسته بود كه به بغداد وارد شود . وزير نيز او را اجازت داده بود ، و قصدش اين بود كه در برابر موالى معتضد ، از او يارى جويد . بارس دير كرد ، و در خلال اين احوال ابو عبد اللّه محمد بن المعتمد [ 3 ] نيز بمرد . پس وزير متوجه ابو الحسين بن المتوكل [ 4 ] گرديد . او نيز در همان نزديكى بمرد ، و كار بر مقتدر قرار گرفت . ولى چون او را شايسته خلافت نمىدانست ، قصد خلع او نمود و با سرداران و قضاة و دبيران قرار بر آن نهادند كه عبد الله بن المعتز را به خلافت بردارند . با او به گفتگو پرداختند ، بپذيرفت ، به شرط آنكه جنگ و خونريزى نباشد . همه يك زبان گفتند ، هيچ كس را با او مخالفتى نيست . آنانى كه در اين باب جد مىكردند ، وزير عباس بن الحسن [ 5 ] و محمد بن داود بن الجراح و ابو المثنى احمد بن يعقوب القاضى ، و از سرداران ، حسين بن حمدان و بدر الاعجمى ، و وصيف بن سوار تكين بودند . وزير ، كه خلافت مقتدر را در هر حال به سود خود مىدانست از تصميم خود بازگشت . ديگران بر او اعتراض كردند ، و حسين بن حمدان و بدر الاعجمى و وصيف بن سوار - تكين ، او را به هنگامى كه به بستان [ 6 ] خود مىرفت ، كشتند . اين واقعه در بيستم ربيع الاول سال 296 بود . فرداى آن روز مقتدر را خلع كردند ، و با ابن المعتز بيعت نمودند . مقتدر در حلبه با گوى بازى مىكرد . چون خبر قتل وزير به گوشش رسيد ، به خانه داخل شد ، و درها را بر روى خود ببست . حسين بن حمدان به حلبه آمد ، تا او را بكشد ، ولى نيافتش . پس ابن المعتز را آوردند و با او بيعت كردند . مردم و سرداران و ارباب دواوين همه بيعت كردند ، جز ابو الحسين بن الفرات و خواص مقتدر كه در آن مجلس حاضر نشدند . ابن المعتز را المرتضى بالله لقب دادند . او محمد بن داود بن الجراح را به وزارت
هامش
[ ( 1 ) ] محمد بن المعتز . [ ( 2 ) ] نارس . [ ( 3 ) ] ابو عبد اللّه بن المقتدر . [ ( 4 ) ] الموكل . [ ( 5 ) ] عباس بن الحسين . [ ( 6 ) ] طريق لستانه .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 558 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى