خلافت المقتدر باللّه
وفات المكتفى و بيعت بالمقتدر
المكتفى باللّه ابو محمد على بن المعتضد ، در ماه جمادى سال 295 پس از شش سال و نيم از آغاز خلافتش بمرد و در خانهء محمد بن عبد اللّه بن طاهر ، در بغداد به خاك سپرده شد . او قبل از وفات ، برادر خود جعفر را به ولايت عهدى برگزيده بود .
وزير ، عباس بن الحسن ، با اصحاب خود به مشورت نشست كه چه كسى را به خلافت بردارند . محمد بن داود بن الجراح به عبد اللّه بن المعتز اشارت كرد ، و او را به عقل و راى و ادب بستود . ابو الحسن على [ 1 ] بن محمد بن الفرات ، جعفر بن المعتضد را در نظر داشت . ميان وزير و ابو الحسن بن محمد بن الفرات ، گفتگو به دراز كشيد ، تا آنگاه كه گفتش ، « از خدا بترس و كسى را بر ما ولايت ده كه او را نيك آزموده باشى . پس بخيلى را بر ما ولايت مده كه بر مردم در ارزاق تنگ گيرد و طماعى را ولايت مده كه به اموال مردم طمع ورزد ، و كسى را كه كار دين سست گيرد ولايت مده كه از گناه اجتناب نكند ، و در پى ثواب نباشد و كسى را كه از اموال و احوال مردم آگاه باشد ولايت مده ، كه دارايى مردم در نظرش افزون آيد . در نظر من صالحترين آنان كه در اين زمان هستند ، كسى جز جعفر بن المعتضد نيست » . وزير گفت : « واى بر تو ، او خرد سال است » . گفت : « ما را چه نياز كه كسى را برگزينيم كه به ما محتاج نباشد و بر ما تحكم روا دارد » . پس وزير با على بن عيسى مشورت نمود . او گفت : « از خداى بترس بنگر چه كسى براى اين مهم صالحتر است » . وزير ، چنان كه ابن الفرات گفته بود ، به جعفر بن المعتضد تمايل داشت ، و اين بر حسب وصيت مكتفى هم بود . پس صافى الحرمى [ 2 ] را فرستاد ، تا او را از خانهاش كه در جانب غربى بود بياوردند . ولى صافى ترسيد كه مبادا از سوى وزير براى او دامى گسترده باشند ، اين بود كه
هامش
[ ( 1 ) ] ابو الحسين بن محمد . . .
[ ( 2 ) ] صائف الخدمى .