برگزيد ، و على بن عيسى [ 1 ] را عهده دار امور دواوين نمود . آنگاه نزد مقتدر كس فرستاد كه از سراى خلافت خارج شود . او آن روز را تا شب مهلت خواست . با او جز مونس خادم و مونس خازن و غريب الخال [ 2 ] و ديگر حواشى كس نمانده بود . روز ديگر پگاه ، حسين بن حمدان به سراى خلافت آمد . خادمان و غلامان از پس ديوار با او به نبرد پرداختند ، و او بازگشت . چون شب در رسيد با خانوادهء خود به موصل رفت . ياران مقتدر صلاح در آن ديدند كه سلاح بر تن راست كرده و آهنگ خانهء ابن المعتز نمايند . پس در كشتىها سوار شده بر روى دجله در حركت آمدند . چون اصحاب ابن المعتز چنان ديدند ، مضطرب شده بگريختند ، و حسين بن حمدان را متهم كردند كه با مقتدر عليه آنان توطئه كرده است . ابن المعتز و وزيرش محمد بن داود بن الجراح به صحرا بيرون آمدند ، بدين اميد كه سپاهيان - كه با او بيعت كردهاند همراه آنان به صحرا آيند ، و به سامراء روند و در آنجا موضع گيرند ، ولى هيچ كس به ياريشان برنخاست به ناچار به شهر بازگشتند ، و در خانههاى خود خزيدند . محمد بن داود بن الجراح به خانهء خود رفت ، و ابن المعتز و غلامش به خانهء ابو عبد اللّه بن الجصاص پناه بردند .
عياران و سفلگان نيز فرصت غنيمت شمرده به تاراج پرداختند و دست به كشتار گشودند .
ابن عمرويه ، رئيس شرطه كه با ابن المعتز بيعت كرده بود ، اينك سوار شده و فرياد مىزد ، انتقام مقتدر را بگيريد ، و اين كار بدان مىكرد ، تا خود را از مهلكه برهاند . ولى ياران مقتدر بر او حمله آوردند ، و او بگريخت و پنهان شد .
مقتدر مونس را فرمان داد كه با سپاه در حركت آيد . او وصيف بن سوار تكين را بگرفت و بكشت ، و قاضى ابو عمر ، و على بن عيسى و قاضى محمد بن خلف را نيز دستگير نمود ، ولى آزادشان ساخت . آنگاه ، قاضى ابى المثنى احمد بن يعقوب را گرفت و گفت با مقتدر بيعت كن . گفت : او هنوز كودك است . پس او را بكشت .
مقتدر ، نزد ابو الحسن بن الفرات كه پنهان شده بود كس فرستاد و او را وزارت داد .
در اين احوال سوسن ، خادم ابن الجصاص بيامد ، و صافى الحرمى را خبر داد كه ابن المعتز نزد ابن الجصاص است . خانهء او را در محاصره گرفتند ، و ابن المعتز را به دست آوردند و تا شب هنگام حبس كردند . آنگاه بيضههايش را پيچيدند تا بمرد ، و جسدش را به خانوادهاش دادند . همچنين از ابن الجصاص نيز مال كثيرى مصادره كردند . محمد بن داود ، وزير ابن المعتز را نيز گرفتند و كشتند ، و على بن عيسى را نيز به واسط تبعيد كردند .
او از ابن الفرات اجازت خواست كه به مكه رود . چون اجازت يافت از راه بصره به مكه
هامش
[ ( 1 ) ] موسى .
[ ( 2 ) ] عريب الحال .