تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
رفت ، و معتمد را در مداين نهاد . آنگاه فرزند خود معتضد را فرمان داد كه به سويى به غزا رود ، ولى او از فرمان پدر سر برتافت . موفق بر پسر خشمگين شد ، و به زندانش كرد و بر او موكل گماشت . سران سپاه ، از اصحاب موفق به هم برآمدند و سوار شدند و شهر بغداد پر آشوب گرديد . موفق سوار شد و به ميدان آمد و مردم را آرام كرد . و گفت : پسرم نياز به تأديب داشت و تأديبش كردم . مردم بازگشتند . اين واقعه در سال 275 [ 1 ] بود . بدان هنگام كه موفق از جبل بازمىگشت ، بيمارى نقرسش شدت گرفت . چنان كه سوار شدن نمىتوانست . او را در محفه حمل مىكردند . در ماه صفر سال 278 [ 2 ] ، او را به خانه‌اش رسانيدند و بيمارىاش به درازا كشيد كاتب خود ابو الصقر بن بلبل را به مداين [ 3 ] فرستاد ، تا معتمد و فرزندانش را بياورد . ولى وزير آنان را در خانهء خود جاى داد ، و به خانهء موفق نياورد . بزرگان ملك به شك افتادند . غلامان ابو العباس معتضد حمله‌ور گرديدند ، و قفل‌ها را شكستند و معتضد را از زندان بيرون آوردند ، و بر بالين پدر نشاندند . موفق در سكرات موت بود . چون چشم گشود و پسر را بر بالين ديد ، او را به خود نزديك خواند . ابو الصقر و سران لشكر نيز گرد او جمع شدند . چون مردم شنيدند كه موفق زنده است ، از ابو الصقر كنار گرفتند . نخستين آنان محمد بن ابى الساج بود . ابو الصقر را چاره‌اى نماند ، جز آنكه به خانه موفق حاضر شود . خود و پسرش بيامدند . دشمنان او شايع كرده بودند كه او اموال موفق را برداشته و نزد معتمد رفته است . اين بود كه خانه‌اش را غارت كردند ، و زنانش را برهنه پاى و عريان از خانه‌ها بيرون راندند . خانه‌هاى مجاور خانهء او نيز به باد تاراج رفت و درهاى زندان‌ها شكسته شد . پس موفق ، پسر خود ابو العباس المعتضد و نيز ابو الصقر را خلعت داد ، و آن دو به خانه‌هاى خود رفتند . ابو العباس المعتضد ، غلام خود را رياست شرطه داد . موفق هشت روز از ماه صفر مانده ، در سال 278 بمرد . او را در رصافه به خاك سپردند . سران و سرداران گرد آمدند ، و با پسرش ابو العباس المعتضد به ولايت‌عهدى بيعت كردند . ياران پدرش گردش را گرفتند . معتضد ، ابو الصقر بن بلبل و اصحاب او را بگرفت ، و منازلشان را به تاراج داد ، و سليمان بن وهب را به وزارت برگزيد . آنگاه محمد بن ابى الساج را به واسط فرستاد ، تا غلامش وصيف را به بغداد بازگرداند . وصيف از آمدن به بغداد امتناع كرد ، و به شوش رفت ، و در آنجا فتنه‌ها انگيخت .

آغاز كار قرمطيان

در آغاز امر قرمطيان گفته‌اند كه مردى زاهد در سواد كوفه ، در سال 278 ، ظهور كرد .
هامش
[ ( 1 ) ] 276 . [ ( 2 ) ] 276 . [ ( 3 ) ] ميدان .