تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
هيچ از آنان خبر نبود . چون خبر يافت با سپاه خود بيامد . محمد بن زيد به سرزمين ديلم رفت . رافع از پى او برفت و تا حدود قزوين همه جا كشتار كرد و غارت نمود ، و به رى بازگشت ، و تا آنگاه ، كه در سال 279 [ 1 ] معتمد بمرد ، رافع در آنجا بود .

فتنهء ابن كنداج و ابن ابى الساج و ابن طولون

ابن ابى الساج ، در قلمرو خود در قنسرين و فرات و رحبه بود ، و همواره با اسحاق بن كنداج ، كه در جزيره امارت داشت كوس رقابت مىزد و مىخواست بر او پيشى گيرد و از اين امر فتنه‌ها زاده شد . ابن ابى الساج ، به نام خمارويه بن احمد بن طولون ، خطبه خواند ، و پسر خود ديو داد را به گروگان نزد او فرستاد . خمارويه اموالى فراوان براى او فرستاد . خمارويه به شام رفت و با ابن ابى الساج در بالس ديدار كرد . آنگاه ابن ابى الساج از فرات گذشت ، و به رقه آمد و ميان او و اسحاق بن كنداج نبرد درگرفت ، و اسحاق بن كنداج را فرارى داد ، و بر قلمرو او مستولى گرديد . خمارويه نيز در رقه فرود آمد . اسحاق بن كنداج به قلعهء ماردين رفت ، و ابن ابى الساج او را در آنجا محاصره نمود . سپس محاصره را رها كرد ، و براى قتال با برخى از اعراب به سنجار رفت . ابن كنداج از ماردين به موصل شد . ابن ابى الساج راه بر او بگرفت و سپاه او را تار و مار كرد و به ماردين بازگرديد . ابن ابى الساج بر جزيره و موصل مستولى شد و در آنجا به نام خمارويه خطبه خواند ، و خود را نامزد جانشينى او نمود و غلام خود فتح را براى جمع‌آورى خراج به اعمال موصل فرستاد . خوارج ( شراة ) يعقوبى به او نزديك بودند . ابن ابى الساج ، نخست با ايشان طرح آشتى افكند ، سپس غدر آشكار نمود و يكباره آنان را فرو گرفت . ياران ديگرشان ، بىخبر از آنچه واقع شده بود ، بيامدند و بر ياران فتح حمله كردند و از آنان بسيارى را كشتند . آنگاه ابن ابى الساج ، عليه خمارويه عصيان آغاز نهاد . بعضى از اموال او در حمص بود . خمارويه با سپاهى بيامد ، و هر چه در آنجا بود در تصرف آورد . ابن ابى الساج را از دخول به شهر مانع آمدند . ابن ابى الساج به حلب رفت و از حلب راهى رقه گرديد و خمارويه همچنان در پى او بود . ابن ابى الساج از فرات بگذشت و به موصل رفت . خمارويه به بلد آمد و در آنجا درنگ كرد . ابن ابى الساج به حديثه رفت . اسحاق بن كنداج ، از ماردين به خمارويه پيوسته بود . خمارويه به سردارى او سپاهى را با چند تن از سرداران خود ، به طلب ابن ابى الساج فرستاد . او از دجله گذشته بود . ابن كنداج كشتىهايى فراهم آورد ، تا از آنها پل بسازد و از دجله بگذرد .
هامش
[ ( 1 ) ] 299 .