تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
لؤلؤ ، همواره در خدمت موفق بود ، تا سال 273 كه او را دستگير كرده بند بر نهاد و از او چهار صد هزار دينار مصادره نمود . از آن پس همواره كارش روى در تراجع داشت تا در پايان روزگار هارون بن خمارويه [ 1 ] ، كه به مصر بازگرديد .

وفات احمد بن طولون و رفتن ابن كنداج به شام

در سال 270 ، بازمار [ 2 ] خادم ، در طرسوس عصيان كرد ، و نايب ابن طولون را بگرفت ابن طولون با سپاهى قصد او كرد ، و در محاصره‌اش افكند . خادم به دفاع پرداخت . ابن طولون از آنجا به انطاكيه رفت ، و در آنجا بيمار شد و بمرد . مدت بيست و شش سال بر مصر فرمان رانده بود . بعد از او پسرش خمارويه ، به جايش نشست . دمشق عليه او سر به شورش برداشت . او سپاهى به دمشق فرستاد ، تا سر به فرمان آورد . در اين روزگار ، اسحاق بن كنداج در موصل و جزيره فرمان مىراند ، و محمد بن ابى الساج در راه فرات . اينان به موفق نامه نوشتند ، و از او اجازت خواستند كه به شام لشكر برند ، و در اين لشكركشى از او مدد طلبيدند . موفق اجازت داد ، و وعده نمود كه به آنان مدد رساند . اينان عزم نبرد كردند ، و هر يك ناحيه‌اى را از سرزمين خمارويه كه در همسايگى او بود ، در تصرف آورد . اسحاق انطاكيه و حلب و حمص را تسخير كرد . نايب او كه در دمشق بود نيز ، براى اسحاق بن كنداج نامه نوشت ، و اظهار همدلى نمود . خمارويه به دمشق لشكر فرستاد ، و حاكم دمشق به شيزر گريخت . خمارويه لشكر به شيزر برد ، تا اسحاق بن كنداج و ابن ابى الساج را گوشمال دهد . در اين احوال ، ابو العباس بن الموفق ، ملقب به المعتضد ، با سپاهى از بغداد بيامد ، و شيزر را بگرفت ، و از سپاهيان خمارويه خيل عظيمى را بكشت . باقيماندهء آنان به دمشق رسيدند و ابو العباس در پى آنان بود . دمشق را نيز خالى كردند ، و در شعبان سال 271 ، ابو العباس آنجا را بگرفت . سپاهيان خمارويه به رمله بازگشتند ، و در آنجا درنگ كردند . اسحاق بن كنداج به رقه لشكر برد . بر رقه و ثعور و عواصم ، از جانب خمارويه ، ابن دعباش [ 3 ] فرمان مىراند . اسحاق با او نبرد كرد ، و پيروز شد . آنگاه ابو العباس معتضد ، از دمشق به رمله آمد . خمارويه نيز از مصر آمد ، و سپاه خود را در رمله بر سر آب طواحين گرد آورد . ميان معتضد و اسحاق بن كنداج و ابن ابى الساج بدان سبب كه آنان را به جبن متهم ساخته بود ، و گفته بود در نبرد با خمارويه چشم به راه او بوده‌اند ، نقارى پديد آمده بود . معتضد سپاه خود را تعبيه داد ، و با خمارويه رو به رو گرديد . خمارويه كسانى را در كمين نشانده بود . معتضد ، نخست خمارويه را منهزم ساخت خمارويه بگريخت ، و خيمه‌هاى
هامش
[ ( 1 ) ] حماديه . [ ( 2 ) ] بازمان . [ ( 3 ) ] دعاص .