گردش را گرفتند ، و سياهان را تا نهر معقل راندند . آنگاه صاحب الزنج سردار خود ، يحيى بن محمد را به نبرد او فرستاد . ده روز نبرد ادامه داشت . مولد تصميم گرفته بود كه مقاومت كند . صاحب الزنج ، ابو الليث الاصفهانى را به يارى يحيى بن محمد فرستاد ، و فرمان داد بر مولد شبيخون زنند . چنان كردند ، و آن شب و روز ديگر را تا شب جنگيدند تا او را در هم شكستند و لشكرگاهش را تاراج نمودند . بحرانى تا جامده از پى او برفت ، و از مردم آنجا كشتار كرد ، و همهء آن قريهها را غارت نمود ، و فساد بسيار برانگيخت ، و به نهر معقل بازگشت .
كشته شدن منصور الخياط
چون سياهان از تسخير بصره فراغت يافتند ، صاحب الزنج على بن ابان را به جبى [ 1 ] فرستاد . منصور بن جعفر الخياط ، فرمانرواى اهواز بود . از زمانى كه سياهان به بحرين تاخته بودند ، معتمد او را به اهواز فرستاده بود . چون منصور به اهواز آمد ، در جبى فرود آمد . على بن ابان ، سردار سياهان به نبرد با او نامزد گرديد . ابو الليث الاصفهانى از راه دريا به يارى على بن ابان آمد ، و بىآنكه از على بن ابان فرمان نبرد داشته باشد ، بر سپاه منصور بن جعفر زد . منصور بر او پيروز گرديد و بسيارى از يارانش را بكشت . ابو الليث نزد صاحب الزنج بازگشت . پس على بن ابان با منصور مصاف داد . منصور شكسته شد و بگريخت . سپاه سياهان از پى او برفت . او خود را در آب افكند تا از مهلكه بگريزد ، ولى در آب غرق گرديد . بعضى گويند چون خود را در آب افكند ، يكى از سياهان او را بديد و در آب بكشت . سپس برادرش خلف بن جعفر و ديگران از سپاه او را به قتل آوردند .
پس از قتل منصور ، يارجوخ [ 2 ] ، يكى از سران ترك را به نام اصغجون [ 3 ] بر آن نواحى كه منصور حكومت مىكرد ، امارت داد .
حركت الموفق براى نبرد با صاحب الزنج
ابو احمد الموفق ، برادر المعتمد در مكه بود . چون كار نبرد با سياهان دشوار گرديد ، معتمد او را فرا خواند ، و فرمان حكومت كوفه و حرمين مكه و مدينه و راه مكه و يمن را به او داد . همچنين بغداد و سواد و واسط و كورههاى دجله و بصره و اهواز را بر آن درافزود ، و فرمان داد كه يارجوخ را به امارت بصره و كورهء دجله و يمامه و بحرين فرستد ، به جاى سعيد بن صالح . چون سعيد بن صالح از صاحب الزنج منهزم گرديد ، يارجوخ ، منصور بن جعفر را به جاى او فرستاده بود و منصور چنان كه گفتيم كشته شد .
[ 1 ) جى . ]
هامش
[ ( 2 ) ] يارجوج .
[ ( 3 ) ] اصطيخور .