بقيهء اخبار صاحب الزنج
پيش از اين گفتيم كه معتمد سعيد بن صالح الحاجب را به جنگ سياهان فرستاد و او بر آنان شكستى وارد ساخت ، ولى سياهان بازگشتند و بر سپاه سعيد بن صالح تاختند ، و جماعتى از ياران او را كشتند و لشكرگاهش را آتش زدند . معتمد جعفر بن منصور الخياط را به جنگشان نامزد كرد . جعفر نخست راه آذوقه را كه با كشتىها به سوى آنان مىرفت بربست . سپس از دريا بر آنان تاخت آورد و آنان را به بحرين منهزم ساخت .
صاحب الزنج ، على بن ابان يكى از سرداران خود را به اربك [ 1 ] فرستاد ، تا پل را ببرد .
او در آنجا با ابراهيم بن سيما كه از فارس مىآمد رو به رو شد . ابراهيم ، با على بن ابان مصاف داد ، و او را منهزم ساخت . على بن ابان در اين نبرد مجروح شد .
ابراهيم ، به سوى نهر جبى [ 2 ] رفت ، و كاتب خود ، شاهين بن بسطام را نيز فرمان داد كه از پى او روان گردد . چون خبر به على بن ابان رسيد ، به قصد رويارويى با شاهين ، بسيج كرد . اين بار شاهين به سختى شكست خورد و به جبى بازگشت .
منصور بن جعفر الخياط ، از آن هنگام كه در دريا منهزم شده بود ، ديگر به قتال صاحب الزنج قدم پيش ننهاد ، بلكه همچنان سرگرم حفر خندق و اصلاح كشتىهاى خود بود . على بن ابان براى محاصرهء او به بصره لشكر برد ، و بر مردم شهر سخت گرفت ، تا آنجا كه ديگر با دخول در شهر فاصلهاى نداشت . پس به بسيج اعراب بدوى پرداخت .
جماعتى بر او گرد آمدند . آنان را به تسخير نواحى مختلف شهر برگماشت . و بدين گونه دو روز نبرد كرد . در نيمه شوال شهر را گشود و دست به قتل و تخريب زد . سپس بازگشت . او اين كار را دو بار و سه بار تكرار نمود ، تا مردم امان خواستند امانشان داد و آنان را در دار الامارهء شهر گرد آورد ، و همه را بكشت . على بن ابان مسجد جامع شهر و چند جاى ديگر را آتش زد . چنان كه كوه تا كوه همه آتش بود . تاراج سر تا سر شهر را در بر گرفت و اين حال چند روز دوام يافت . چون نداى امان داد ، هيچ كس حاضر نيامد . اين خبر به صاحب الزنج رسيد . على بن ابان را فرا خواند و يحيى بن محمد البحرانى را بر بصره امارت داد .
آمدن مولد به جنگ سياهان
چون سياهان به بصره آمدند ، و آن را ويران كردند ، معتمد ، محمد معروف به مولد را فرمان داد به بصره رود . او نخست به ابله رفت ، و از آنجا در بصره فرود آمد . مردم بصره
هامش
[ ( 1 ) ] اربل .
[ ( 2 ) ] جى .