تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
به بغداد رسانيد ، و ربيع را به وزارت خود برگزيد . ولى ربيع اندكى كه از وزارتش گذشته بود ، بمرد . مهدى بر زنادقه سخت مىگرفت و آنان را مىكشت . از آن جمله بود على بن يقطين . و نيز يعقوب بن الفضل از فرزندان ربيعة بن الحارث بن عبد المطلب را به قتل آورد . او در نزد مهدى به زنديق بودن خود اعتراف كرده بود ولى مهدى سوگند خورده بود كه هيچ هاشمى را نكشد . پس او را به حبس افكند ، و هادى را به قتل او و قتل پسران عمشان داود بن على ، وصيت كرده بود . هادى هم آنان را بكشت . اما عمال او : در مدينه عمر بن عبد العزيز بن عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عمر بن الخطاب بود ، و در مكه و طائف عبد اللّه بن قثم و در يمن ابراهيم بن سلم [ 1 ] بن قتيبه و در يمامه و بحرين سويد بن ابى سويد سردار خراسانى ، و در عمان حسن بن تسنيم [ 2 ] الحوارى و در كوفه موسى بن عيسى بن موسى ، و در بصره محمد بن سليمان و در جرجان حجاج غلام هادى و در قومس زياد بن حسان ، و در طبرستان و رويان صالح بن شيخ بن عميرة الاسدى [ و بر اصفهان طيفور غلام هادى ] و در موصل هاشم بن سعيد بن خالد . هادى او را به سبب بدى سيرتش عزل كرد ، و عبد الملك بن صالح [ 3 ] الهاشمى را به جاى او فرستاد . در سال 169 ، معيوف [ 4 ] بن يحيى به روم لشكر برد . روميان با يكى از سرداران خود به مقابله بيرون آمدند ، و تا حدث پيش تاختند . ولى روميان منهزم شدند و به روم داخل گرديدند . معيوف از پى آنان براند و از دربند راهب بگذشت و به شهر اشنه [ 5 ] رسيد ، و با غنايم و اسيران بازگشت .

ظهور حسين بن على بن الحسن مقتول به فخ

او حسين بن على بن حسن المثلث ( حسن سوم ) ، فرزند حسن المثنى ( حسن دوم ) فرزند حسن بن على سبط پيامبر است . هادى - چنان كه گفتيم - عمر بن عبد العزيز [ العمرى ] را امارت مدينه داد . او روزى حسن بن محمد بن عبد اللّه بن الحسن [ 6 ] را كه ابو الزفت لقب داشت و مسلم بن جندب الهذلى شاعر و عمر بن سلام از موالى آل عمر را به هنگام شرابخوارى دستگير كرد و آنان را تازيانه زد ، و در مدينه گردش داد ، در حالى كه گردن‌هايشان در طناب بسته بود . حسين نزد او آمد ، و از آنان شفاعت كرد و گفت : آنان را زدى در حالى كه ترا حق زدن آنان نبود ، زيرا عراقيان ( فقهاى عراق ) در آن بأسى نمىبينند . اكنون كه حد زده‌اى ، گرداندن در شهر را چه معنى است . عمر بن عبد العزيز العمرى فرمان داد تا آنان را بازگردانيدند و به حبس فرستادشان .
هامش
[ ( 1 ) ] مسلم . [ ( 2 ) ] سليم . ابن اثير : نسيم . [ ( 3 ) ] و صالح . [ ( 4 ) ] معيوب . [ ( 5 ) ] استه . [ ( 6 ) ] الحسين .