فرستاد . همچنين ابراهيم پسر عم خود را امارت مدينه داد و منصور بن يزيد را از يمن عزل كرد ، و به جاى او عبد اللّه بن سليمان الربعى را فرستاد . در سال 167 ابراهيم بن صالح ، امارت مصر داشت . و هم در اين سال عيسى بن موسى در كوفه بمرد . نيز مهدى يحيى الحرشى را از طبرستان و رويان و متعلقات آن عزل نمود . و عمر بن العلاء را حكومت آن ديار داد ، و فراشه غلام خود را ، امارت جرجان .
و در اين سال ابراهيم بن يحيى ، كه پسر عم او بود با مردم حج كرد ، او حاكم مدينه بود . پس از گزاردن حج بمرد . مهدى ، اسحاق بن عيسى [ 1 ] بن على را به جاى او امارت داد و سليمان بن يزيد الحارثى را امارت يمن داد و عبد اللّه بن مصعب الزبيرى را امارت يمامه و محمد بن سليمان را امارت بصره . همچنين عمر بن عثمان التيمى [ 2 ] را بر قضاى بصره گماشت . هم در اين سال احمد بن اسماعيل الهاشمى را فرمانروايى موصل بخشيد ، و به قولى حكومت موصل را به موسى بن كعب داد . در اين سال در باديه بصره ، فساد افتاد ، بدين معنى كه اعراب ميان يمامه و بحرين راهها را مىبريدند و به محارم تجاوز مىكردند و نماز را ترك كردند .
صوائف
مهدى در سال 159 ، عم خود عباس بن محمد را به جنگ روميان فرستاد . او نيز بر مقدمه حسن الوصيف را روان نمود ، تا به انقره [ 3 ] رسيدند ، و آن شهر رومى را فتح كردند ، و همه تندرست بازگشتند و هيچ يك از مسلمانان آسيب نديد .
در سال 161 ثمامة [ 4 ] بن الوليد ، به نبرد روميان رفت و در دابق فرود آمد . روميان هشتاد هزار سپاهى به سردارى ميخائيل به جنگ او فرستادند . او تا عمق اعمال مرعش براند ، و جمعى را بكشت و غنايم به دست آورد ، و مرعش را در محاصره گرفت . از مسلمانان شمارى كشته شدند . روميان به جيجان بازگشتند . عيسى بن على در دژ مرعش مرابط بود . چون خبر به مهدى رسيد ، بر او گران آمد و خود آمادهء نبرد با روميان شد . روميان در سال 162 ، بر حدث [ 5 ] تاخت آوردند ، و باروى آن را خراب نمودند . در اين سال حسن بن قحطبه ، با هشتاد هزار سپاهى از مرتزقه روانهء جنگ با روميان شد ، و به اذروليه [ 6 ] رسيد . همه جا را آتش زد و ويران نمود ولى هيچ دژى را نگشود ، و با هيچ سپاهى رو به رو نگرديد . هم در اين سال يزيد بن اسيد السلمى به ناحيهء قاليقلا لشكر كشيد ، و غنايم و اسيران بسيار آورد و سه دژ را فتح كرد .
هامش
[ ( 1 ) ] موسى .
[ ( 2 ) ] التميمى .
[ ( 3 ) ] اوهره .
[ ( 4 ) ] يمامه .
[ ( 5 ) ] حرث .
[ ( 6 ) ] ادرركبه .