خوارج
خبر از خوارج و ذكر سرآغاز كار آنان و خروج پى در پى آنان در ملت اسلامى
پيش از اين ، از حكميت در جنگ صفين خبر داديم و گفتيم كه خوارج از على كناره گرفتند و حكميت را تقبيح كردند و او را تكفير نمودند . على نخست با مهربانى با آنان رو به رو شد كه شايد بازگردند و باب گفتگو و مناظره را گشود ولى آنان در اعتقاد خود پاى فشردند و جز جنگ سخنى نگفتند و چنين شعار دادند كه : هيچ حكمى جز خدا نيست . اينان ، با عبد اللّه بن وهب الراسبى بيعت كردند . على در نهروان با آنان نبرد كرد و همه را نابود نمود .
جماعت قليلى از باقيماندههاى آنان به انبار رفتند . على براى كشتارشان كس فرستاد . طايفهء كوچكى هم به سركردگى هلال بن علفه [ 1 ] خروج كردند ، على معقل بن قيس را بر سرشان فرستاد و به قتلشان آورد . جماعات ديگرى در مداين و شهر زور نيز پيدا شدند و على شريح بن هانى را براى سركوبىشان روانه نمود . اينان نيز منهزم شدند و خلق كثيرى از آنان كشته شد . قريب به پنجاه تن از ايشان كه باقى مانده بودند ، امان خواستند و امانشان داد .
پس از آنكه جمع خوارج پراكنده شد ، بار ديگر براى كشتن على و معاويه و عمرو بن العاص اجتماع كردند كه در نتيجه على رضى اللّه عنه به شمشير عبد الرحمان بن ملجم كشته شد و گناه اين كار بر گردن او بماند و آن دو تن ديگر از مرگ نجات يافتند .
پس از شهادت على ، در سال 41 كه مردم با معاويه بيعت كردند و او بىهيچ رقيبى بر مسند خلافت اسلام قرار گرفت ، فروة بن نوفل الاشجعى از على و حسن ( ع ) كناره جست و با پانصد تن از خوارج به شهر زور آمد . چون با معاويه بيعت شد به اصحاب خود گفت : اكنون چيزى كه در آن شكى نيست ، فراز آمد پس به جهاد با آن برخيزيد . اينان آمدند تا در نخيله در نزديكى كوفه فرود آمدند . معاويه مردم كوفه را به قتالشان فراخواند . مردم كوفه به
هامش
[ ( 1 ) ] عليه .