تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
قره بود كه در اين سال بمرد . در سال 123 ، كلثوم بن عياض كه هشام او را به جنگ بربر فرستاده بود ، كشته شد و عقبة بن الحجاج امير اندلس نيز بمرد . و گويند كه او را خلع كردند . عبد الملك بن قطن به جاى او گماشته آمد و اين بار دوم بود كه به حكومت مىرسيد . در سال 124 ، ابو مسلم در خراسان ظهور كرد و بلج [ 1 ] در اندلس شورش نمود و هم در اين سال بمرد . او با بازماندهء سپاه كلثوم بن عياض بود كه پس از كشته شدن او در مغرب به دست بربر ، به آنجا رفته بود . در سال 125 ، ابو الخطار ، حسان بن ضرار الكلبى ، امارت اندلس يافت . حنظلة بن صفوان از هشام خواسته بود كه او را به امارت اندلس فرستد . چون ابو الخطار به اندلس رسيد ، ثعلبة بن سلامه را از آنجا براند . و در اين سال وليد بن يزيد ، دايى خود يوسف بن محمد بن يوسف الثقفى را امارت حجاز داد . در سال 126 ، يزيد ، يوسف بن عمر را از عراق عزل كرد و به جاى او منصور بن جمهور را فرستاد . او عامل خود را به خراسان روان داشت ولى نصر بن سيار او را نپذيرفت و آنگاه يزيد بن الوليد ، منصور بن جمهور را از عراق عزل كرد و عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز را به جاى او فرستاد . و هم در اين سال ، عبد الرحمان بن حبيب بر افريقيه استيلا يافت و ما خبر آن را آورديم . و در اين سال ، يزيد بن الوليد ، يوسف بن محمد بن يوسف را از مدينه عزل كرد و عبد العزيز بن عمرو بن عثمان را به جاى او نصب فرمود . در سال 127 ، عبد اللّه بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر بر كوفه مستولى شد . و مروان عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز را امارت حجاز داد و نضر بن سعيد الحرشى را بر عراق ، ولى ابن عمر از پذيرفتن او سر بر تافت و ميانشان فتنه‌ها برخاست . و ابن عمر به خوارج پيوست . و ما اخبار آن را خواهيم آورد . در اين سال بنى عباس بر خراسان استيلا جستند . در سال 129 ، يوسف بن عبد الرحمان الفهرى بر اندلس ، امارت يافت و اين امارت بعد از وفات ثوابة بن سلامه بود چنان كه در اخبارشان آمده است - و مروان ، عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك را بر حجاز امارت داد و بر عراق يزيد بن عمر بن هبيره را . در سال 130 ، ابو مسلم خراسان را گرفت و نصر بن سيار از آنجا گريخت و در سال 131 در حوالى همدان بمرد . هم در اين سال ، سپاه علمان آمدند و قحطبه سردار آنان بود . اينان به طلب ابن هبيره به عراق رفتند و آنجا را در تصرف آوردند و مردم با خليفهء آنان ، ابو العباس السفاح بيعت كردند . سپس در شام و مصر ، مروان را منهزم ساختند و او را كشتند و دولت بنى اميه منقرض شد و امر خلافت به بنى عباس رسيد . و الملك للّه يؤتيه من يشاء من عباده .
هامش
[ ( 1 ) ] بلخ .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 224 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى