تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
معاوية بن هشام ، شهر خرشنه [ 1 ] را گشود . و در سال 113 ، عبد اللّه البطال به غزا رفت ولى منهزم شد . از ياران او ، عبد الوهاب در جنگ پاى فشرد و به قتل رسيد و معاوية بن هشام از ناحيه مرعش به روم داخل شد سپس در سال 114 با صائفه چپ ، ربض اقرن [ 2 ] را در تصرف آورد . عبد اللّه البطال با قسطنطين رو به رو شد ، سپاه قسطنطين شكست خورد و عبد اللّه البطال او را به اسارت گرفت . و سليمان بن هشام با صائفه راست به جنگ رفت و تا قيساريه پيش رفت . و نيز مسلمة بن عبد الملك خاقان را شكست داد . در سال 115 ، معاوية بن هشام به سرزمين روم تاخت و در سال 117 ، سفيان بن هشام با صائفهء چپ به غزا رفت و سليمان بن هشام با صائفه راست ، از ناحيهء جزيره و چند گروه از جنگجويان را به سرزمين روم روان نمود . و مروان بن محمد به ارمينيه و آذربايجان لشكر آورد و از ارمينيه دو لشكر روان ساخت يكى از آنها سه دژ از آلان را گشود و ديگرى قلعه‌هاى تومان شاه [ 3 ] را در تصرف آورد و با مردمش صلح كرد . در سال 118 ، بار ديگر معاويه و سليمان به جنگ روميان رفتند و هم در اين سال ، مروان بن محمد از ارمينيه به راه افتاد و به سرزمين ورنيس [ 4 ] وارد شد ورنيس به خزر [ 5 ] گريخت و به دژى از آن فرود آمد و مروان آن دژ را در محاصره گرفت . ورنيس كشته شد . اهل دژ تسليم شدند . مروان جنگجويان را بكشت و زن فرزندشان را به اسيرى گرفت . در سال 119 ، مروان بن محمد از ارمينيه حركت كرد و به بلاد آلان از بلاد خزر داخل شد و همچنان برفت تا به بلنجر و سمندر رسيد و با خاقان رو به رو گرديد . خاقان از آنجا بگريخت . در سال 120 ، سليمان بن هشام به غزا رفت و سندره را گشود و اسحاق بن سلم [ 6 ] العقيلى با تومان شاه جنگيد و دژهاى آن را گشود و سرزمينش را ويران نمود . در سال 121 مروان از ارمينيه به قلعه بيت السرير تاخت آورد و از مردمش جماعتى را كشت و جماعتى را اسير كرد . سپس با قلعه‌هاى ديگر نيز چنين كرد و به غوميك [ 7 ] وارد شد . آنجا دژ پادشاه بود ، از آنجا بگريخت و به دژى ديگر به نام خيزج [ 8 ] درآمد . در آنجا تخت زرين پادشاه بود . مروان آن تخت را به دست آورد و با پادشاه چنان نهاد كه در هر سال هزار برده بدهد و صد هزار مدى طعام . آنگاه وارد سرزمين ازروبطران [ 9 ] شد و با پادشاهش مصالحه كرد . سپس به سرزمين تومان [ 10 ] و سرزمين حمرزين [ 11 ] درآمد و شهرهاىشان را ويران نمود و دژى را در حمزين به مدت يك ماه در محاصره گرفت تا مردمش تسليم شدند ، سپس به سرزمين مسد از حمله آورد و آن را به صلح بگشود آنگاه ، راهى گيلان [ 12 ] شد و مردم گيلان و طبرستان با او صلح كردند . همه اين ولايات بر ساحل
هامش
[ ( 1 ) ] خرشقه . [ ( 2 ) ] افرق . [ ( 3 ) ] قومانشاه . [ ( 4 ) ] ارقيس . [ ( 5 ) ] حرور . [ ( 6 ) ] مسلم . [ ( 7 ) ] غزسك . ديگر ضبطها در ابن اثير : غومسك ، محرسك . [ ( 8 ) ] جرج . [ ( 9 ) ] ارزق و نصران . [ ( 10 ) ] نومان . [ ( 11 ) ] حمدين . [ ( 12 ) ] ابن اثير كتيران و كتيران .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 213 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى