تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
النميرى نيز همراه او بودند و بگريخت . لاهز قدرى درنگ كرد و به خانه داخل شد و او را نيافت اين خبر به ابو مسلم بردند به لشكرگاه نصر آمد و يارانش را دستگير نمود كه از آن جمله بودند : سلم بن احوز صاحب شرطهء او و بخترى [ 1 ] كاتب او و دو پسر نصر و يونس بن عبد ربه و محمد بن قطن و ديگران . ابو مسلم و پسر كرمانى ، در همان شب از پى او روان شدند . زنش را ديدند كه او را واپس نهاده و خود گريخته است . اين بود كه به مرو بازگشتند . نصر به سرخس رسيد ، در طوس پانزده روز درنگ كرد ، سپس به نيشابور آمد . چون نصر بگريخت و پسر كرمانى با ابو مسلم به مرو آمدند ، پسر كرمانى فرمان او بر گردن نهاد و در همه كار فرمانبردار او شد . پس ، ابو مسلم بر سر شيبان الحرورى كس فرستاد و او را به بيعت فراخواند ، شيبان گفت : تو بايد با من بيعت كنى ، ابو مسلم او را تهديد كرد كه اگر با من بيعت نكنى بايد از آنجا كه هستى ، به روى . شيبان از پسر كرمانى يارى خواست . پسر كرمانى از يارى او سر بر تافت . شيبان به سرخس رفت . جماعتى از بكر بن وائل گرد او را گرفتند . ابو مسلم به دو پيام فرستاد كه از اين كارها دست بردارد . شيبان رسولان ابو مسلم را به زندان كرد . ابو مسلم به بسام بن ابراهيم - از موالى بنى ليث - كه در ابيورد [ 2 ] بود ، فرمان داد كه به سوى او برود . بسام برفت و با او نبرد كرد و او را بكشت ولى بكر بن وائل نيز رسولانى را كه در نزد آنان بودند بكشت . بعضى نيز گفته‌اند كه : ابو مسلم سپاهى به سردارى خزيمة بن خازم و بسام بن ابراهيم به سوى شيبان فرستاد . آنگاه ابو مسلم كعب را كه از نقيبان بود ، به ابيورد فرستاد . او ابيورد را بگشود . و ابو - داود خالد بن ابراهيم را به بلخ روان فرمود . زياد بن عبد الرحمان القشيرى ، فرمانرواى بلخ بود . مردمى از بلخ و ترمد و طخارستان بر او گرد آمدند و او به جوزجان فرود آمد . ابو داود با آنان رو به رو شد و منهزمشان ساخت و بلخ را در تصرف آورد . فراريان به ترمد رفتند . ابو مسلم به ابو داود نوشت و او را فراخواند و به جاى او يحيى بن نعيم را فرستاد . زياد بن عبد الرحمان به دسيسه پرداخت و او را به خلاف ابو مسلم برانگيخت . پس زياد بن عبد الرحمان و مسلم بن عبد الرحمان الباهلى و عيسى بن زرعة السلمى و مردم بلخ و ترمد و ملوك طخارستان و ما وراء النهر همدست شدند و در يك فرسنگى بلخ فرود آمدند . يحيى بن نعيم نيز با همه افراد خود به آنان پيوست . مضر و ربيعه و يمن و همه ايرانيانى كه با آنان بودند ، دست اتحاد به يك ديگر دادند و در برابر مسوده ( سياه‌جامگان ) بايستادند و تا با يك ديگر دم از رقابت و همسرى نزنند مقاتل بن حيان النبطى را بر خود امير ساختند . ابو مسلم ابو داود را بر سرشان فرستاد دو سپاه در كرانهء رود سرجنان [ 3 ] به يك ديگر رسيدند و جنگ در پيوستند . زياد بن عبد الرحمان و
هامش
[ ( 1 ) ] بحترى . [ ( 2 ) ] مكنى به ابيورد بود . [ ( 3 ) ] سرحسان .