آن نمودهاند ، و به غير از صورت پرستى كارى ديگر پيش نگرفتهاند .
چنان بعالم صورت دلش بر آشفته است * كه گر بعالم معنى رسد صور يابد
( 28 ) به بين كه پروردگار قديم در كلام كريم خود چه بسيار امر بذكر خداى فرمايد ، مثل "
فَاذْكُرُوا اللَّهَ *
" و " اذكر الله
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
" و "
اذْكُرْ رَبَّكَ *
" و نظائر آن . و مراد از ذكر خدا معرفت و علمست نه مجرد حرف و صورت و ذكر زبان و آواز بر كشيدن چنانچه عادت متصوفه اين زمان است ، و نفوس معطله از ياد خالق انس و جان ، و ايشان فى الحقيقة از ناسيان حقند نه از ذاكران ، و از آن جماعت كه پروردگار عالم ترك صحبت ايشان را واجب گردانيده بر خاصان خود ، آنجا كه فرموده "
فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ، ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ
"
با هر كه نشستى و دلت جمع نشد * ور تو نرميد صحبت آب و گلت
زنهار بگرد صحبتش هيچ مگرد * ور نه نكند جان عزيزان بحلت