( 32 ) و چگونه دل زنده و بينا باشد كسى كه مدام با مرده دلان و تيره طبعان دنيا صحبت دارد ، چراغ عقلش را بدمهاى سرد عوام و نفسهاى افسرده ايشان خاموش كند ، ديگرى ازين چراغ بىنور چه حاصل نمايد .
كسى از مرده علم آموخت هرگز * ز خاكستر چراغ افروخت هرگز
( 33 ) حقا كه اگر كسى بحيات حقيقى زنده گشته باشد و نور علم و يقين در دلش از جانب شرق ملكوت تابيده باشد ، چنان از صحبت مردمان متوحش گردد كه كسى از صحبت مردگان همچنان نفرت كند . همانا كه اين گروه به تمام زندگى هنوز نرسيدهاند كه با مردگان مىنشينند ، و به اختيار با ايشان صحبت مىدارند . ببين كه جبار عالم چسان رقم "
أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ
" بر صفحه حال و مال مردهدلان كشيده و داغ "
يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ
" بر جبين آمال خفتگان خوابگاه غفلت و جهالت نهاده .
هر آن دلى كه درين خانه زنده نيست بعشق * برو نمرده به فتواى من نماز كنيد
( 34 ) سقراط حكيم گويد " قلوب المغرقين بالحقائق منابر الملائكة و بطون المتلذذين بالشهوات قبور الحيوانات الهالكة "
آخشيجان گنبد دوار * مردگانند زندگانى خوار