[ باب اول ] فصل اول در بيان اصل اول
( 22 ) و آن جهلست بمعرفت نفس كه او حقيقت آدميست ، و بناى ايمان باخرت و معرفت حشر و نشر ارواح و اجساد بمعرفت دلست ، و اكثر آدميان از آن غافلند . و اين معظمترين اسباب شقاوت و ناكامى عقباست كه اكثر خلق را فرو گرفته در دنيا ، چه هر كه معرفت نفس حاصل نكرده خداى را نشناسد ، كه " من عرف نفسه فقد عرف ربه " ، و هر كه خداى را نشناسد با دواب و انعام برابر باشد ، "
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
" . چنين كسان كور دل در روز آخر محشور گردند ، "
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ
" و حق تعالى در حق ايشان گويد "
نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ
" . و اين بمنزله عكس نقيض " من عرف نفسه فقد عرف ربه " است ، چه هر گاه فراموشى خدا سبب فراموشى نفس است ، تذكر نفس موجب تذكر رب خواهد بود ، و