تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
فرياد از نهاد خود بر آرى كه "
فَبِئْسَ الْقَرِينُ
" و از خود گريختن گيرى و با خود نداى "
يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ
" در دهى . ( 20 ) هيهات هيهات از خود چگونه توان گريخت ، هر جا كه گريزى خود با خود باشى ، و كدام شقاوت و بدبختى از آن بيشتر كه كسى از خود ترسد و از خوى و عادت خود هراسد . سياه گليما در تو چندان رسوائى هست كه شرح آن بسالها نتوان كرد .
نفس را نهصد سراست و هر سرى * از فراز چرخ تا تحت الثرى نفس اژدرهاست او كى خفته است * از غم بى آلتى افسرده است
( 21 ) آمد وقتى كه شب افسرده دنيا بسر آيد ، و آفتاب روز قيامت تابيدن گيرد ، و ماران خوابيده در حفره تن گرم گرديده بيدار شوند و به حركت در آمده ، سر در جان موذبان و هواپرستان نهند .
هر كه را امروز كردى دلفكار * مار و كژدم ميدهى در دل قرار از زبان چون مردم آزارى كنى * مار در سوراخ پردارى كنى از درون كردى بسوزى مردمان * خود بسوزى روز حشر از دود آن
آمديم بر سر بيان آن سه اصل ، و هر يك از آن را در فصلى ياد كنيم .