وجود خود ذات انتزاع مىگردد .
كمال الدين بحرانى نيز در رسالهء علم كه خواجهء طوسى بر آن شرحى نوشته است در اين باب قاعدهاى بدست داده و بيان نموده است كه مغايرت اثر و تعداد عنوانهاى ذهنى دليل بر آن نيست كه هر كدام از عناوين ذهنى در خارج وجودى داشته باشند كه غير از وجود عينى مفهومهاى ديگر باشد . بحرانى مىگويد : صفات سه گونهاند : صفات حقيقى ، و صفات اضافى ، و صفات سلبى . خواجه طوسى در شرح آن مىگويد :
1 - صفات حقيقى مفاهيمى هستند كه وقتى اثر مخصوصى از چيزى بوجود آمد و ملاحظه شد كه چيزهاى ديگر آن اثر را ندارند از همين مقايسه كردن آن موجود با موجودات ديگر مفهوم وصفى خاصى براى آن موضوع در ذهن پديد مىآيد كه ذهن چيزهاى ديگر را در آن معنى وصفى شريك نمىكند ، گاهى هم بعضى از مفاهيم وصفى به تبعيت از مفاهيم وصفى ديگر به ذهن مىآيند ، مانند صفت زندگى كه به تبعيت از صفت قدرت و علم در ذهن حاصل مىشود ، امّا همهء اين صفات تصورات ذهنى صرف هستند كه وقتى صادركننده اثر معينى را با چيزهاى ديگر مقايسه مىكنيم اين معانى وصفى در ذهن حاصل مىشوند ، و اگر چيزهاى ديگرى از اصل وجود نمىداشتند و يا آنكه با آن موضوع خاص مقايسه نمىشدند اين معانى وصفى در ذهن حاصل نمىگرديدند .
2 - صفات اضافيه نيز همين گونهاند ، زيرا هنگامى كه موضوعى را با اثر صادر شده از او مقايسه مىكنيم آن معانى وصفى در ذهن حاصل مىشوند ، مانند خالق و مخلوق كه صفات اضافى هستند .
3 - صفات سلبى نيز از اين به ذهن مىآيند كه وقتى خصوصيتى را كه در موجودى هست با موجود ديگرى كه آن خصوصيت را ندارد با هم مىسنجيم يك مفهوم وصفى سلبى پديد مىآيد . بنا بر اين همهء صفات حقيقى و اضافى و سلبى مفاهيمى هستند كه از مقايسه شدن موجودى با موجودات ديگر كه نسبت به هم مغايرت اثر دارند حاصل مىشوند ، امّا هيچ كدام از اين صفتها عينيت خارجى ندارند و وجودشان غير از وجود خود
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 437
مساهمون: مهدى محقق
ص٤٣٧