تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
اما در شرح منظومه سه دليل ديگر علاوه شده كه دو دليل آن صرفا كلامى است و ارزش فلسفى ندارد ، و دليل آخر يعنى دليل ايطاء و تكرّر قافيه به شوخى شبيه‌تر است ، لذا از ذكر آنها صرف نظر مىكنيم . پس مىماند همان سه دليل متكلمان اوائل ، و آنها را به ترتيب بيان خواهيم كرد . 1 - « چون مفهوم وجود ممكن است مقسم قرار بگيرد ، يعنى وجود يا واجب است يا ممكن ، و وجود ممكن يا جوهر است يا عرض ، پس مفهوم وجود در تمام اين اقسام مفهوم واحدى است » . اما اين دليل بسيار سست است ؛ زيرا اولا مقسم بودن وجود چنان كه قبلا توضيح داده شد مثل مقسم بودن سائر مفاهيم كلّى نيست و با آنها فرق بسيار بارز و اساسى دارد ، بدين معنى كه هرگز بر خلاف سائر مفاهيم كلّى جزء ذات افراد قرار نمىگيرد . ثانيا همين قدر كه وجود را اضافه مىكنيم و مىگوييم « وجود واجب ، يا وجود جوهر يا وجود عرض » خود دليل بر اين است كه وجود مطلق بىمعنى است . ثالثا تقسيم وجود به واجب و ممكن از لحاظ منطقى با تقسيم آن به جوهر و عرض فرق دارد ، زيرا وجوب و امكان خارج محمول است در حالى كه جوهر و عرض محمول بالضميمه هستند و حكمشان يكسان نيست پس اين دليل مردود است . 2 - دوم دليل تردّد در خصوصيات است با بقاى يقين بوجود ، به اين شرح كه اگر بوجود خدا يقين داشته باشيم و سپس شك كنيم در اينكه او واجب الوجود است يا ممكن الوجود ، و در صورت امكان آيا جوهر است يا عرض ؟ اين تردّد در خصوصيات نافى يقين ما در اصل وجود خدا نخواهد بود . هر چند اين دليل هم دليل كلامى است نه فلسفى ، ولى مىتوان آن را بعبارت فلسفى غير كلامى تأويل نمود و گفت : هر گاه از دور ببينيم كه چيزى مىآيد و اول خيال كنيم اسب است ، بعد تصور اسب در ذهن ما زائل شود و خيال كنيم كه گوسفند است ، و سپس تصور گوسفند هم زائل شود و ببينيم كه انسان است ، در خصوصيات ترديد كرده‌ايم
منطق و مباحث الفاظ ( مجموعه متون و مقالات تحقيقى ) — صفحة 403 | مهدى محقق / توشى هيكو ايزوتسو