نگهدارى مىكنند . سيوطى در نوع 18 ، از اتقان بسندى حسن از عبدخير « 1 » روايت كرده است كه على عليه السلام فرمود : « چون پيامبرخدا صلي الله عليه و سلم چشم از جهان فانى فروبست عهد كرديم كه ردايم را جز براى نماز جمعه بدوش نگيرم تا اينكه قرآن را جمع كنم ، و با چنين تصميمى آن را گردآورى كردم » . باز به طريق ديگرى روايت كرده كه محمّد بن سيرين از عكرمه نقل كرده است كه چون مراسم بيعت با ابوبكر پايان يافت علىابن ابى طالب خانهنشين شد ، به ابوبكر گفته شد كه او بيعت با تو را دوست نداشت ، ابوبكر او را احضار كرد . . . تا اينكه گويد ابوبكر به آن حضرت گفت : چه باعث شده كه از من كناره گرفتهاى ؟ فرمود : ديدم ممكن است چيزهائى در كتاب خدا افزوده شود با خود گفتم كه ردايم را نپوشم جز براى نماز تا اينكه قرآن را جمع كنم . ابوبكر به او گفت : خوب نظرى دارى . محمّد گويد : به عكرمه گفتم : آيا همچنانكه در آغاز نازل شده بود آن را گرد آورد . پاسخ داد : اگر بشر و پَرى دست بدست هم مىدادند تا آن را آنگونه كه نازل شده جمعآورى كنند نمىتوانستند . ابن حجر در كتاب « الصواعق المحرقه » « 2 » به اسناد خودش از سعيد بن مسيّب نقل كرده كه گويد : هيچيك از صحابه نمىگفتند هرچه مىخواهيد از من بپرسيد جز على عليه السلام » .
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: قادر فاضلى
ص١٤٩
هامش
( 1 ) - در اتقان از ابن سيرين نقل شده
( 2 ) - ص 76 ، چاپ مصر - مترجم