پهن شود .
او وارد شد و سفره ، پهن شده بود . امام زين العابدين عليه السلام [ پس از ديدن سرِ عمر بن سعد ] به سجده افتاد و گريست و گريهاش را طول داد . آن گاه نشست و فرمود : « ستايش ، خدايى را كه انتقام خون مرا پيش از درگذشتم گرفت ! » . « 1 »
5 / 4 شمر بن ذى الجوشن
ابو سابغه شمر بن ذى الجوشن « 2 » ضباب بن كِلاب بن ربيعة بن عامر بن صَعصعة بن معاوية بن بَكر بن هَوازن بن منصور ، از نقشآفرينان اصلى جنايات كربلاست . او زشترو « 3 » و زشتكردار بود .
شمر در جنگ صفّين ، همراه امام على عليه السلام با امويان جنگيد و حتّى مجروح گشت ؛ امّا پس از آن ، دچار سوء عاقبت شد و به هواداران آنان پيوست . گواهىِ وى بر ضدّ حُجر بن عَدى ، موجب شهادت اين مرد بزرگ در مرج عذرا گرديد . او همچنين در پراكندن كوفيان از اطراف مسلم ، نقشى مؤثّر داشت و در واقعه كربلا موجب شد كه ابن زياد ، پيشنهاد عمر بن سعد را نپذيرد و خود ، مأموريت ابلاغ پيام تهديدآميز عبيد اللَّه به عمر بن سعد را - كه دستور يورش همه جانبه به امام حسين عليه السلام و يارانش ، يا واگذارى فرماندهى به شمر بود - ، به عهده گرفت . البتّه پس از آن كه عمر بن سعد ، خود ، فرماندهىِ جنگ با امام عليه السلام را پذيرفت ، شمر ، فرمانده جناح
هامش
( 1 )
لَمّا بَعَثَ المُختارُ بِرَأسِ عُمَرَ بنِ سَعدٍ عَلَيهِ اللَّعنَةُ إلَيهِ ، وقالَ : لا تُعلِم أحَداً ما مَعَكَ حَتّى يَضَعَ الغَداءَ .
فَدَخَلَ وقَد وُضِعَتِ المائِدَةُ ، فَخَرَّ زَينُ العابِدينَ عليه السلام ساجِداً ، وبَكى وأطالَ البُكاءَ ، ثُمَّ جَلَسَ ، فَقالَ : الحَمدُ للَّهِ الَّذي أدرَكَ لي بِثَأري قَبلَ وَفاتي 735
( الدعوات : ص 162 ح 449 . نيز ، ر . ك : العلل ، ابن حنبل : ج 1 ص 133 ح 11 ) .
( 2 ) در نام ذى الجوشن ، اختلاف است . برخى ، او را شُرَحبيل ، برخى ، عثمان بن نَوفَل و برخى ، اوس بن اعوَر دانستهاند ( الإصابة : ج 2 ص 342 . نيز ، ر . ك : تهذيب الكمال : ج 8 ص 524 ) .
( 3 ) او مبتلا به پيسى بوده است .