5 / 3 عمر بن سعد
ابو حفص عمر بن سعد بن ابى وقّاص ، سركرده سپاه عبيد اللَّه بن زياد در رويارويى با امام حسين عليه السلام بوده است . در سال تولّد وى ، اختلاف است . او در خانوادهاى قُرَشى و نسبتاً مهم به دنيا آمد ؛ امّا از همان آغاز جوانى ، هواى رياست در سر داشت و پدرش را سزاوارترين كس به خلافت مىدانست .
ابن سعد ، مجرم شماره سوم فاجعه كربلا بود و فرماندهى عمليات را در كربلا به عهده داشت . وى به طمع مُلك رى ، فريفته وعدههاى دروغين ابن زياد شد و به جنايتهاى بزرگى دست يازيد كه ننگ آن براى هميشه ، دامنگير او و خانوادهاش گشت .
عمر بن سعد - چنان كه امام حسين عليه السلام پيشگويى كرده بود - به خواسته خود ، يعنى حكومت بر مُلك رى نرسيد و ناكام در كوفه ماند ، تا آن كه در قيام مختار به كيفر دنيوى خود رسيد .
عمر بن سعد در قيام مختار ، به شدّت ، هراسان شد . از اين رو ، به وسيله عبد اللَّه بن جَعدة بن هُبَيره از مختار ، اماننامه گرفت ؛ امّا مختار ، اماننامه را ماهرانه و دوپهلو تنظيم نمود و در اوّلين فرصت ، بهانهاى به دست آورد و يكى از ياران خود را به نام ابو عمره ، براى دستگيرى او روانه كرد . ابو عمره نيز در درگيرى با عمر بن سعد ، او را با شمشير به قتل رساند و سرش را در لباسش نهاد و به حضور مختار آورد .
مختار ، سر عمر بن سعد را به پسر او ، حفص ، نشان داد و از او پرسيد : آيا او را مىشناسى ؟ حفص ، پاسخ مثبت داد و كلمه استرجاع ( انّا للَّهِ ) بر زبان راند و گفت : زندگى پس از او فايده ندارد ! مختار نيز گفت : راست گفتى ! تو پس از او زندگى