ابن زياد ، در جوانى به سياست و قدرت ، دست يافت . او هوش سياسى و به تعبير ديگر ، جرئت و قساوت خود را - كه از پدرش به ارث برده بود - در راه مقاصد شيطانى بنى اميّه به كار مىگرفت . ابن زياد در زمان معاويه ، به حكومت بصره منصوب شد و پس از معاويه ، يزيد ، او را در همان منصب ، ابقا كرد و براى مقابله با امام حسين عليه السلام با مشورت سِرجونِ نصرانى ، فرماندارى كوفه را نيز به وى وا گذارد .
در حادثه كربلا ، همه جنايتها ، به دستور مستقيم عبيد اللَّه تحقّق يافت ، چنان كه پس از يزيد ، بيشترين نقش را در اين فاجعه دردناك داشت . او پس از واقعه كربلا نيز در كمال سفّاكى ، اعتراضهاى عراقيان را سركوب نمود ؛ امّا سرانجام و پس از مرگ يزيد ، در حالى كه بر حسب نقل ، چهار هزار و پانصد نفر از شيعيان با وضعى فجيع در زندان او بودند ، در برابر نافرمانى و شورش بصريان ، تاب نياورد و ذليلانه فرار كرد .
اندكى بعد ، وى در روز دهم محرّم سال 67 هجرى - يعنى تنها شش سال بعد و درست ، در همان روزى كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيده بود - ، با سپاه ابراهيم بن مالك اشتر ، در خازِر ( در پنج فرسنگى موصل در شمال عراق ) ، درگير و به وسيله او كشته شد . در اين جنگِ سخت كه با پيروزى ابراهيم اشتر همراه بود ، افزون بر ابن زياد ، بسيارى از فرماندهان جنايتكار و سپاهيان شام ، به هلاكت رسيدند . ابراهيم ، بدن ابن زياد را سوزاند و سرش را براى مختار ثقفى فرستاد و او نيز سرش را روانه حجاز نمود تا امام زين العابدين عليه السلام و خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را خوشحال كند .
724 . تذكرة الخواصّ - به نقل از ابن جَرير ، در بيان وقايع پس از كشته شدن ابن زياد - : پسرِ اشتر ، سر ابن زياد را براى مختار فرستاد . مختار در قصر نشست و سرها در برابرش گذاشته شدند . او هم آنها را در همان جايى انداخت كه سر حسين عليه السلام و يارانش گذاشته شده بود . مختار ، سر ابن زياد را در همان جايى آويزان كرد كه سر حسين عليه السلام آن جا آويزان شده بود و در روز بعد ، آن را با ديگر سرها در حياط قصر انداخت . « 1 »
هامش
( 1 )
بَعَثَ ابنُ الأَشتَرِ بِرَأسِ ابنِ زِيادٍ إلَى المُختارِ ، فَجَلَسَ فِي القَصرِ ، والقِيَتِ الرُّؤوسُ بَينَ يَدَيهِ ، فَأَلقاها فِي المَكانِ الَّذي وُضِعَ فيهِ رَأسُ الحُسَينِ عليه السلام وأصحابِهِ ، ونَصَبَ المُختارُ رَأسَ ابنِ زِيادٍ فِي المَكانِ الَّذي نَصَبَ فيهِ رَأسَ الحُسَينِ عليه السلام ، ثُمَّ ألقاهُ فِي اليَومِ الثّاني فِي الرُّحبَةِ مَعَ الرُّؤوسِ 727
( تذكرة الخواصّ : ص 286 . نيز ، ر . ك : المحبّر : ص 491 ) .