تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨

2 / 5 شَبَث بن رِبعى « 1 »

707 . تاريخ الطبرى - به نقل از زُبَيدى - : همواره مىديدند كه شَبَث بن رِبعى ، از جنگ با حسين عليه السلام ، ناخشنود است . ابو زُهَير عَبْسى گفت : من در دوران امارت مُصعَب ، از شَبَث شنيدم كه مىگفت : خداوند به مردم اين شهر ، خير نمىدهد و آنان را شايسته پيشرفت نمىسازد . در شگفت نيستيد كه ما در كنار على بن ابى طالب عليه السلام و بعد از او ، در كنار پسرش با خاندان ابو سفيان به مدّت پنج سال جنگيديم ؛ ولى بعد بر پسرش - كه بهترين فرد روى زمين بود - تاختيم و با او به همراه خاندان معاويه و پسر سميّه بدكاره جنگيديم ؟ گم‌راهى بر روى گم‌راهى ! « 2 » 708 . تاريخ الطبرى - به نقل از زُبَيدى ، در باره كشته‌هاى روز عاشورا - : شَبَث به برخى از اطرافيانش گفت : مادرتان به سوگتان بنشيند ! با دست خود ، خودتان را مىكُشيد و خودتان را رام ديگران مىكنيد و خوش‌حاليد كه شخصى همانند مسلم بن عوسَجه كشته شد ؟ ! بدانيد - سوگند به خدايى كه من تسليمش هستم - ، جايگاه مهمّى را براى او در ميان مسلمانان ديده‌ام ! او در جنگ آذربايجان ، شش نفر از مشركان را پيش از آن
هامش
( 1 ) ابو عبد القدّوس شَبَث بن رِبعى تميمى يربوعى كوفى ، از شخصيت‌هاى بسيار بىثبات در تاريخ اسلام است . او اذان‌گوى سجّاح ( مدّعى نبوّت ) شد و سپس به اسلام باز گشت و از ياران امام على عليه السلام و از فرماندهان سپاه ايشان در جنگ صفّين بود . پس از ماجراى حكميت ، از خوارج و از فرماندهان سپاه آنان گرديد . بعد ، از آنها هم جدا شد و در جنگ نهروان به سپاه امام عليه السلام پيوست . وى از نويسندگان نامه به امام حسين عليه السلام و درخواست كننده رفتن ايشان به كوفه بود ؛ ولى از مخالفان ايشان شد و با ايشان جنگيد . سپس در ركاب مختار از خونخواهان امام حسين عليه السلام شد و بعد ، در قتل مختار ، شركت كرد . وى در حدود سال 70 يا 80 ق ، در كوفه مرد . ( 2 ) ما زالوا يَرَونَ مِن شَبَثِ [ ابنِ رِبعِيٍ ] الكَراهَةَ لِقِتالِهِ أي قِتالِ الحُسَينِ عليه السلام ، قالَ : وقالَ أبو زُهَيرِ العَبسِيُّ : فَأَنَا سَمِعتُهُ في إمارَةِ مُصعَبٍ يَقولُ : لا يُعطِي اللَّهُ أهلَ هذَا المِصرِ خَيراً أبَداً ، ولا يُسَدِّدُهُم لِرُشدٍ ، ألا تَعجَبونَ أنّا قاتَلنا مَعَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام ومَعَ ابنِهِ مِن بَعدِهِ آلَ أبي سُفيانَ خَمسَ سِنينَ ، ثُمَّ عَدَونا عَلَى ابنِهِ - وهُوَ خَيرُ أهلِ الأَرضِ - نُقاتِلُهُ مَعَ آلِ مُعاوِيَةَ ، وَابنِ سُمَيَّةَ الزّانِيَةِ ، ضَلالٌ يا لَكَ مِن ضَلالٍ 710 ( تاريخ الطبرى : ج 5 ص 436 ، الكامل فى التاريخ : ج 2 ص 566 ) .