تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥

فصل دوم : بازتاب كشته شدن امام حسين عليه السلام در ميان قاتلانش

2 / 1 يزيد بن معاويه « 1 »

702 . تاريخ الطبرى - به نقل از يونس بن حبيب جَرمى - : وقتى عبيد اللَّه بن زياد ، حسين بن على عليه السلام و برادرانش را كشت ، سرِ آنها را براى يزيد بن معاويه فرستاد . يزيد ، نخست ، از كشته شدن آنها شادمان گرديد و عبيد اللَّه در نزد او جايگاهى و الا پيدا كرد ؛ ولى زمانى طولانى نگذشت كه از كشته شدن حسين عليه السلام پشيمان شد و مىگفت : « اتّفاقى برايم نمىافتاد ، اگر براى پاسداشت شأن پيامبر و مراعات حقّ او و خويشاوندىاش ، رنج حسين را تحمّل مىكردم و او را با خودم به خانه‌ام مىبردم و در آنچه مىخواست ، حاكمش مىكردم ، هرچند كه مايه عيب و ضعف حكومتم مىشد ! خدا ، ابن مرجانه را لعنت كند ! او بود كه حسين را بيرون آورد و مجبورش كرد . حسين خواست كه راهش را باز كنند تا برگردد ؛ امّا او چنين نكرد . حسين خواست تا زمانى كه خداوند عزّوجلّ عمر او را به پايان مىرساند ، دستانش را در دستان من بگذارد و يا به سرحدّى از سرحدّات اسلامى برود ؛ ولى او چنين نكرد و جلوى حسين را گرفت و او را كشت و مرا با كشتن حسين ، در ميان مسلمانان ، منفور كرد و در دلشان ، دشمنى با من را كاشت و نيكان و بَدان ، به خاطر فاجعه‌آميز بودن كشتن حسين ، با من دشمن
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 879 .