كشته شد ، چنان گريست كه پهلوهايش تكان مىخوردند . سپس گفت : چه خوار است امّتى كه در آن ، پسر پدرى حرامزاده ، پسر پيامبر امّت را بكُشد ! « 1 »
1 / 14 ابراهيم نخعى « 2 »
698 . المعجم الكبير - به نقل از ابراهيم - : اگر از قاتلان حسين بن على عليه السلام بودم و آمرزيده مىشدم و وارد بهشت مىشدم ، شرم مىكردم كه از كنار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله عبور كنم و ايشان به صورت من بنگرد . « 3 »
1 / 15 ابو عثمان نَهْدى « 4 »
699 . تهذيب الكمال - به نقل از عبد القاهر بن سَرىْ ، از پدرش ، از جدّش - : ابو عثمان نَهْدى ، از طايفه قُضاعه ، [ زمان ] پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را درك كرد ؛ ولى ايشان را نديد . وى مقيم كوفه بود ؛ ولى هنگامى كه حسين عليه السلام كشته شد ، به بصره رفت و گفت : من در شهرى كه در
هامش
( 1 )
أنَّهُ لَمّا قُتِلَ الْحُسَينُ بَكى حَتَّى اختَلَجَ جَنباهُ ، ثُمَّ قالَ : وا ذُلَّ امَّةٍ قَتَلَ ابنُ دَعِيِّها ابنَ نَبِيِّها 700
( أنساب الأشراف : ج 3 ص 425 ؛ مثير الأحزان : ص 75 ) .
( 2 ) ابراهيم بن يزيد . . . نخعى كوفى ، از بزرگان تابعين ، فقيهى بىتكلّف و مفتى اهل كوفه بود . او از ترس حَجّاج در خفا مىزيست . در چهل و نه سالگى و گفته شده در پنجاه و چند سالگى در گذشت .
( 3 )
لَو كُنتُ فيمَن قَتَلَ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام ، ثُمَّ غُفِرَ لي ، ثُمَّ ادخِلتُ الجَنَّةَ ، استَحيَيتُ أن أمُرَّ عَلَى النَّبِيِّ صلى اللَّه عليه و آله ، فَيَنظُرَ في وَجهي 701
( المعجم الكبير : ج 3 ص 112 ش 2829 ، تهذيب الكمال : ج 25 ص 154 ) .
( 4 ) ابو عثمان ، عبد الرحمان بن مُلّ بن عمرو نَهْدى ، از طايفه قُضاعه بود . او زمان جاهلى و زمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را درك كرده بود ؛ ولى پيامبر خدا را نديده بود . وى در دوران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اسلام آورد و در دوران عمر ، وارد مدينه شد و در تعدادى از جنگها شركت كرد . وى از تعدادى از صحابيان حديث نقل كرده است . او با سلمان فارسى به مدّت دوازده سال ، رفيق بود . وى ، بزرگ قومش به شمار مىرفت ، بسيار عبادت مىكرد و قرآن را به خوبى قرائت مىكرد . او شصت بار حج و عمره به جا آورد و در سال 81 يا 95 يا 100 ق ، در بصره در گذشت .