تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠

1 / 11 واثِلة بن اسقَع « 1 »

695 . سير أعلام النبلاء - به نقل از شدّاد بن عبد اللَّه - : در باره واثِلة بن اسقَع شنيدم كه وقتى سرِ حسين عليه السلام را آوردند ، مردى شامى ايشان را لعن كرد . واثِله ، خشمگين شد و برخاست و گفت : به خدا ، همواره على و دو پسرش را دوست داشته‌ام ، پس از آن كه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در منزل امّ سلمه شنيدم ، در حالى كه كِسايى خيبرى را بر روى فاطمه و پسرانش و على انداخته بود ، فرمود : « « خداوند ، اراده كرده است كه پليدى را از شما اهل بيت بزُدايد و پاكِ پاكتان كند » » . « 2 »

1 / 12 مُصعَب بن زُبَير « 3 »

696 . الاصول الستّة عشر - به نقل از جمعى از راويان شيعه - : مُصعَب بن زُبَير ، لشكركشى
هامش
( 1 ) ابو اسقَع ، واثِلة بن اسقَع بن عبد العزّى كنانى ليثى ، از صُفّه‌نشينان بود . وى در سال نهم هجرى ، اسلام آورد . او در جنگ تبوك ، شركت داشت و گفته شده از زمانى كه مسلمان شد ، خدمت‌گزار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شد . او به شام رفت و خانه‌اش در بلاط ( در سه فرسخى دمشق ) بود . در جنگ‌هاى دمشق و حِمْص شركت كرد و آن گاه به جانب بيت المقدّس رفت . سرانجام ، چشم او كور شد و در سال 83 يا 85 ق ، آخرين صحابىاى بود كه در دمشق ، درگذشت . ( 2 ) سَمِعتُ واثِلَةَ بنَ الأَسقَعِ ، وقَد جيءَ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام ، فَلَعَنَهُ رَجُلٌ مِن أهلِ الشّامِ ! فَغَضِبَ واثِلَةُ وقامَ ، وقالَ : وَاللَّهِ ، لا أزالُ احِبُّ عَلِيّاً ووَلَدَيهِ عليهم السلام بَعدَ أن سَمِعتُ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله في مَنزِلِ امِّ سَلَمَةَ ، وألقى عَلى فاطِمَةَ وَابنَيها وزَوجِها عليهم السلام كِساءً خَيبَرِيّاً ، ثُمَّ قالَ :« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً )698 ( سير أعلام النبلاء : ج 3 ص 314 ) . ( 3 ) ابو عبد اللَّه ، مُصعَب بن زُبَير بن عوّام بن خُوَيلِد قريشى اسدى ، در سال 26 يا 33 ق ، در دوران خلافت عثمان ، زاده شد و بر معاويه وارد گرديد . برادرش عبد اللَّه بن زبير ، او را حاكم عراق كرد . او از بصره شروع نمود و سپس با مختار جنگيد و او را كُشت و سرش را براى برادرش عبد اللَّه بن زبير فرستاد . سپس [ برادرش ] او را به مدّت يك سال ، از حكمرانى عراق ، بر كنار كرد و در اواخر سال 68 ق ، او را به كار برگرداند و كوفه را هم به آن افزود ، تا اين كه در سال 70 يا 71 يا 72 ق در دوران عبد الملك بن مروان در عراق ، كشته شد و سرش بر نيزه براى عبد الملك فرستاده شد . همسرش ، سكينه دختر امام حسين عليه السلام بود .