1 / 9 عبد اللَّه بن عمر « 1 »
692 . صحيح البخارى - به نقل از ابن ابى نُعْم - : من در حضور عبد اللَّه بن عمر بودم كه مردى در باره [ نجس يا پاك بودنِ ] خون پشه از وى پرسيد . او جواب داد : تو از كدام طايفهاى ؟
گفت : از اهالى عراقم .
ابن عمر گفت : به اين ، نگاه كنيد كه از من در باره خون پشه مىپرسد ، در حالى كه اينان ، پسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را كشتند ! من از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : « آن دو ( حسن و حسين ) ، دو دسته گل من در دنيايند » . « 2 »
693 . سنن الترمذى - به نقل از عبد الرحمان بن ابى نُعْم - : مردى عراقى از ابن عمر در باره لباسى كه با خون پشه آلوده مىشود ، پرسيد .
هامش
( 1 ) عبد اللَّه بن عمر بن خطّاب - كه كنيهاش ابو عبد الرحمان است - ، پيش از هجرت به دنيا آمد و به همراه پدرش در مكّه اسلام آورد . آن گاه به مدينه هجرت كرد . وى در دو نبردِ بدر و احُد ، به خاطر سنّ كم ، شركت نداشت ؛ ولى در جنگ احزاب و ساير جنگها شركت داشت .
در كتب اهل سنّت ، از وى روايتهاى بسيارى نقل شده است . عمر ، با عضويت او در شوراى خلافت ، مخالفت كرد و مىگفت : شايستگى خلافت ندارد ؛ بلكه نمىتواند همسر خود را هم طلاق بدهد ؛ ولى بنا بر نقلى ، او را يكى از اعضاى شورا قرار داد ، مشروط بر آن كه كارى بر عهدهاش نباشد . پس از خلافت عثمان ، وى از سياست كناره گرفت . او با معاويه و يزيد ، بيعت كرد . وى در جنگهاى امير مؤمنان عليه السلام همراه ايشان نبود و از دشمنان ايشان هم نبود . او در سال 74 هجرى در هشتاد و چهار سالگى در گذشت .
( 2 )
كُنتُ شاهِداً لِابنِ عُمَرَ ، وسَأَلَهُ رَجُلٌ عَن دَمِ البَعوضِ ، فَقالَ : مِمَّن أنتَ ؟ فَقالَ : مِن أهلِ العِراقِ ، قالَ : انظُروا إلى هذا يَسأَلُني عَن دَمِ البَعوضِ ، وقَد قَتَلُوا ابنَ النَّبِيِّ صلى اللَّه عليه و آله ! وسَمِعتُ النَّبِيَّ صلى اللَّه عليه و آله يَقولُ : هُما رَيحانَتايَ مِنَ الدُّنيا 695
( صحيح البخارى : ج 5 ص 2234 ح 5648 ؛ الأمالى ، صدوق : ص 207 ح 228 ) .