1 / 8 عبد اللَّه بن زبير « 1 »
691 . تاريخ الطبرى - به نقل از عبد الملك بن نوفل ، از پدرش - : پدرم به من خبر داد و گفت : وقتى حسين عليه السلام كشته شد ، عبد اللَّه بن زبير در ميان مردم مكّه به پا خاست و كشتن حسين عليه السلام را فاجعه دانست و بويژه كوفيان را سرزنش كرد و عموم عراقىها را مذمّت نمود . او پس از ستايش و ثناى خداوند و درود فرستادن بر محمّد صلى اللَّه عليه و آله گفت : عراقىها ، جز اندكشان ، مردمى نيرنگباز و تبهكارند و كوفيان ، بدترينهاى عراقاند . آنان حسين عليه السلام را دعوت كردند تا يارىاش كنند و او را به حكومت بر خود برگزينند ؛ ولى هنگامى كه بر آنها وارد شد ، بر ضدّ او شوريدند و به او گفتند : يا دستت را در دست ما مىگذارى تا تو را دستبسته به نزد پسر زياد بن سميّه بفرستيم تا حكمش را در باره تو صادر كند و يا مىجنگى !
به خدا سوگند ، حسين عليه السلام ديد كه او و يارانش بسيار اندك اند و با آن كه خداوند عزّوجلّ هيچ كس را بر غيب ، آگاه نكرده ، دانست كه همگى كشته خواهند شد ؛ امّا او مرگِ
هامش
( 1 ) عبد اللَّه بن زبير بن عوّام قرشى اسدى - كه كنيهاش ابو بكر و مادرش اسما دختر ابو بكر است - ، از صحابيان است . وى در سال اوّل هجرت ، به دنيا آمد و نخستين مولود مهاجران است . وى پس از كشته شدن عثمان ، تمام تلاش خود را براى به خلافت رساندن پدرش زبير به كار گرفت ؛ ولى موفّق نشد . او از يك سو با خالهاش عايشه و از يك سو با پدرش زبير ، و از سوى ديگر با طلحه ارتباط داشت . او در جنگ جَمَل با پدرش حضور داشت . امام على عليه السلام مىفرمود : « زبير ، هميشه از ما بود ، تا اين كه عبد اللَّه ، بزرگ شد » . پس از شكست نبرد جمل ، با وساطت عايشه بخشوده شد . معاويه ، او را احترام نمىكرد و او پس از مرگ معاويه ، با يزيد بيعت نكرد و براى حفظ جان خود ، در مكّه سكنا گزيد ، تا اين كه آشوبى ميان او و سپاه يزيد برپا شد . او در سال 64 هجرى ، به قصد خلافت ، قيام كرد و بر حجاز ، يمن ، عراق و خراسان ، مسلّط گشت . وى از عبد اللَّه بن عبّاس و محمّد بن حنفيّه ، درخواست بيعت كرد ؛ ولى آن دو به وى پاسخ مثبت ندادند و تصميم داشت آن دو را بسوزاند . او در حكومت عبد الملك بن مروان ، به سال 73 هجرى ، پس از آن كه حَجّاج ، به مكّه و مسجد الحرام حمله بُرد ، كشته شد و سپس به دار آويخته شد . از امامان اهل بيت عليهم السلام در بارهاش مذمّتهايى نقل شده است .