مىگفت . گفت [ م ] : « شبيهترينِ آنها به پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله بود » و با وَسْمه ، « 1 » رنگ شده بود . « 2 »
1 / 5 زيد بن ارقَم « 3 »
688 . الصواعق المُحْرِقة : ابن ابى الدنيا ، روايت كرده است كه : زيد بن ارقم ، نزد عبيد اللَّه بن زياد بود و به او گفت : چوبت را [ از لب حسين ] بردار . به خدا سوگند ، همواره مىديدم كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله ميان اين دو لب را مىبوسيد .
زيد ، سپس گريه كرد . ابن زياد گفت : خدا ، چشمانت را گريان كند ! اگر پيرمرد خرفتى نبودى ، گردنت را مىزدم .
زيد برخاست ، در حالى كه مىگفت : مردم ! از امروز ، شما بَردهايد . پسر فاطمه عليها السلام را كشتيد و ابن مرجانه را حاكم كرديد . به خدا سوگند ، خوبانِ شما را مىكُشد و بَدانتان را به بردگى مىگيرد . از رحمت خدا دور باد آن كه تن به خوارى و ننگ بدهد !
سپس به ابن زياد گفت : برايت خبرى را مىگويم كه بيش از اين ، تو را به خشم آورَد . پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را ديدم كه حسن عليه السلام را بر روى پاى راست و حسين عليه السلام را بر روى پاى چپش نشاند و دستش را بر وسط سر اين دو گذاشت و آن گاه گفت : « خداوندا ! من اين دو را و [ نيز ] صالحِ مؤمنان را به تو مىسپارم » . ابن زياد ! امانت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در نزد
هامش
( 1 ) وَسْمه ، گياهى است كه با برگهايش ، موى سر و صورت را رنگ مىكنند ( النهاية : ج 5 ص 185 مادّه « وسم » ) .
( 2 )
اتِيَ عُبَيدُ اللَّهِ بنُ زِيادٍ بِرَأسِ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام ، فَجُعِلَ في طَستٍ ، فَجَعَلَ يَنكُتُ ، وقالَ في حُسنِهِ شَيئاً .
فَقالَ أنسٌ : كانَ أشبَهَهُم بِرَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله ، وكانَ مَخضوباً بِالوَسمَةِ 690
( صحيح البخارى : ج 3 ص 1370 ح 3538 ، مسند ابن حنبل : ج 4 ص 520 ح 13750 ) .
( 3 ) زيد بن ارقَم بن قيس انصارى خزرجى - كه در كنيه او اختلاف است - ، از اصحاب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله ، امام على عليه السلام ، امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام بود . وى ، پس از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ، نابينا شد و مجدّداً بينا گرديد . او در هفده جنگ ، حضور داشت . زيد ، از هواداران امام على عليه السلام بود و در جنگهاى ايشان ، حضور داشت . وى از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و على عليه السلام روايت نقل كرده است . او در كوفه سكنا گزيد و در محلّه كِنده ، خانهاى ساخت و در دوران مختار به سال 66 يا 68 ق ، از دنيا رفت .