جزئىِ پيشگفته را بررسى مىكنيم :
1 . در معجم البلدان - كه يك كتاب كهن جغرافيايى است - در معرّفى بخشى از شهر حَلَب در شام ، آمده است :
در غرب شهر و در دامنه كوه جوشن ، قبر محسن بن حسين عليه السلام است كه گمان دارند وقتى اسيران [ كربلا ] را از عراق به دمشق مىبردند ، او از مادرش سقط شده است و يا كودكى بوده است همراه آنان كه در حَلَب ، در گذشته و همان جا دفن شده است « 1 » .
معلوم است كه اين گزارش ، در صورت درستى ، عبور كاروان از راه باديه را نفى مىكند ( زيرا حَلَب ، در آن مسير قرار ندارد ) ؛ امّا به تنهايى نمىتواند يكى از دو مسير سلطانى ( كناره دجله ) و يا كناره فرات را تأييد كند ؛ زيرا اين دو راه ، در مسافتى طولانى ، با هم مشترك هستند و منطقه حَلَب ، در مسير هر دو راه قرار دارد .
از سوى ديگر ، به كار رفتن واژه « يزعمون ( گمان دارند ) » از سوى مؤلّف معجم البلدان ، بر قابل استناد نبودن اين پندار ، دلالت دارد ، بويژه آن كه فرزندى به نام محسن و يا همسر باردارى از امام حسين عليه السلام در وقايع كربلا ، سراغ نداريم و سخنى از آنها در كتابهاى در دسترس ، نيامده است ، و وجود شهرت محلّى ، بر فرض درستى گزارش ، از حدّ يك عقيده عمومىِ معمولى ، فراتر نمىرود .
2 . ممكن است برخى بر اساس يكى بودن مسير بردن سرِ امام حسين عليه السلام و حركت كاروان اسيران واقعه كربلا ، با استناد به گزارش ابن شهرآشوب - كه به نقل از نطنزى ، به ماجراى برخورد راهب صومعه با سرِ امام حسين عليه السلام ، در منزل قِنَّسرين ( در شمال شام ) پر داخته است - ، « 2 » بخواهند عبور از راه سلطانى را اثبات كنند .
پاسخ اين گروه ، آن است كه پيشفرض اين استدلال ، يعنى يكى بودن مسير
هامش
( 1 ) معجم البلدان : ج 2 ص 284 و 186 . اين مطلب ، در بغية الطلب فى تاريخ حلب ( ج 1 ص 411 - 414 ) ، مفصّلتر آمده است .
( 2 ) المناقب ، ابن شهرآشوب : ج 4 ص 60 .