427 . الطبقات الكبرى ( الطبقة الخامسة من الصحابة ) : هنگامى كه ياران و خاندان حسين عليه السلام كشته شدند ، همه روز را مقاومت كرد ، و هيچ كس به سوى او نمىآمد ، مگر آن كه باز مىگشت ، تا آن كه پيادگان ، او را در ميان گرفتند و ما ، كسى را تا آن هنگام نديده بوديم كه در حلقه چنين گروهى بيفتد و اين همه استوار بماند .
مانند سواران دلاور ، با آنها مىجنگيد و هر گاه كه به آنها حمله مىبُرد ، از هم باز و شكافته مىشدند ، گويى كه شيرى به گلّه بُزها حمله بُرده باشد . « 1 »
428 . مطالب السَّؤول : آن گاه حسين عليه السلام ، دشمن را به نبرد تن به تن ، فرا خواند و همه آنانى را كه به جنگش مىآمدند ، حتّى بزرگان آنها را ، از ميان برداشت تا آن جا كه تعداد فراوانى از آنها را كُشت . . . . او مانند شيرِ شَرزه بود و به كسى حمله نمىبُرد ، جز آن كه با ضربه شمشيرش ، او را به خاك مىافكند . « 2 »
429 . الفتوح : آن گاه ، حسين عليه السلام [ دشمن را ] به نبرد تن به تن ، فرا خواند و همه قهرمانانى را كه به جنگ او مىآمدند ، مىكُشت تا آن كه تعداد فراوانى را از آنها كُشت .
شمر بن ذى الجوشن - كه خدا لعنتش كند - ، پيشاپيش دسته بزرگى ، جلو آمد . حسين عليه السلام با همه آنها جنگيد و آنها نيز با او جنگيدند . . . آن گاه حسين عليه السلام ، مانند شير شرزه به آنها حمله بُرد و در پىِ كسى نمىرفت ، جز آن كه او را با ضربه شمشيرش به زمين مىانداخت . تيرها از هر سو به طرف او مىآمدند و به گلو و سينه او مىخوردند ، و او مىفرمود : « اى امّت بدكار ! پس از محمّد ، چه بد كرديد در حقّ امّت و خاندانش . هان ! شما پس از من ، ديگر از كشتن هيچ بندهاى از بندگان خدا ، هراس
هامش
( 1 )
لَمّا قُتِلَ أصحابُهُ وأهلُ بَيتِهِ ، بَقِيَ الحُسَينُ عليه السلام عامَّةَ النَّهارِ لا يُقدِمُ عَلَيهِ أحَدٌ إلَّا انصَرَفَ ، حَتّى أحاطَت بِهِ الرَّجّالَةُ ، فَما رَأَينا مَكثوراً قَطُّ أربَطَ جَأشاً مِنهُ ، إن كانَ لَيُقاتِلُهُم قِتالَ الفارِسِ الشُّجاعِ ، وإن كانَ لَيَشُدُّ عَلَيهِم فَيَنكَشِفونَ عَنهُ انكِشافَ المِعزى شَدَّ فيهَا الأَسَدُ 430
( الطبقات الكبرى / الطبقة الخامسة من الصحابة : ج 1 ص 473 ، سير أعلام النبلاء : ج 3 ص 302 ) .
( 2 )
ثُمَّ دَعَا [ الحُسَينُ عليه السلام ] النّاسَ إلَى البِرازِ ، فَلَم يَزَل يُقاتِلُ ويَقتُلُ كُلَّ مَن بَرَزَ إلَيهِ مِنهُم مِن عُيونِ الرِّجالِ ، حَتّى قَتَلَ مِنهُم مَقتَلَةً كَبيرَةً . . . هذا وهُوَ كَاللَّيثِ المُغضَبِ ، لا يَحمِلُ عَلى أحَدٍ مِنهُم إلّا نَفَحَهُ بِسَيفِهِ فَأَلحَقَهُ بِالحَضيضِ 431
( مطالب السؤول : ص 72 ؛ كشف الغمّة : ج 2 ص 232 ) .