426 . الملهوف : راوى مىگويد : آن گاه حسين عليه السلام ، دشمن را به نبردِ تن به تن فرا خواند و همه كسانى را كه به جنگش مىآمدند ، از ميان بر مىداشت تا آن جا كه تعداد فراوانى از آنها را كُشت و در اين حال ، مىفرمود :
« مرگ ، از ننگ ، بهتر است
و ننگ ، از ورود به آتش » .
يكى از راويان مىگويد : به خدا سوگند ، تا كنون شكست خوردهاى را نديده بودم كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده باشند ؛ امّا اين گونه استوار و پُردل مانده باشد . پيادگان ، بر او يورش مىبُردند واو هم بر آنان ، يورش مىبُرد و آنان ، مانند فرار بُزها به هنگام حمله گرگ ، از هم شكافته مىشدند .
او بر آنان ، حمله مىبُرد و در حالى كه آنان ، بالغ بر سى هزار نفر بودند ، از پيشِ پاى او ، مانند ملخهاى پراكنده ، مىگريختند و او ، دوباره به جاى خويش ، باز مىگشت و مىگفت : « هيچ نيرو و توانى ، جز از جانب خداوندِ والامرتبه بزرگ ، نيست » . « 1 »
هامش
( 1 )
قالَ الرّاوي : ثُمَّ إنَّ الحُسَينَ عليه السلام دَعَا النّاسَ إلَى البِرازِ ، فَلَم يَزَل يَقتُلُ كُلَّ مَن بَرَزَ إلَيهِ ، حَتّى قَتَلَ مَقتَلَةً عَظيمَةً ، وهُوَ في ذلِكَ يَقولُ :القَتلُ أولى مِن رُكوبِ العارِ * وَالعارُ أولى مِن دُخولِ النّارِقالَ بَعضُ الرُّواةِ : وَاللَّهِ ما رَأَيتُ مَكثوراً قَطُّ ، قَد قُتِلَ وُلدُهُ ، وأهلُ بَيتِهِ وأصحابُهُ ، أربَطَ جأشاً مِنهُ ، وإنَّ الرِّجالَ كانَت لَتَشُدُّ عَلَيهِ فَيَشُدُّ عَلَيها بِسَيفِهِ ، فَتَنكَشِفُ عَنهُ انكِشافَ المِعزى إذا شَدَّ فيهَا الذِّئبُ ، ولَقَد كانَ يَحمِلُ فيهِم وقَد تَكَمَّلوا ثَلاثينَ ألفاً ، فَيُهزَمونَ بَينَ يَدَيهِ كَأَنَّهُمُ الجَرادُ المُنتَشِرُ ، ثُمَّ يَرجِعُ إلى مَركَزِهِ وهُوَ يَقولُ : لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ العَلِيِّ العَظيمِ 429
( الملهوف : ص 170 ، مثير الأحزان : ص 72 ) .