تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
و نيز از امام راستگو و استوارباورى كه نواده پيامبرِ پاك و امين است . آن گاه ، جنگيد تا ناتوان شد . حَكيم بن طُفَيل طايى ، از پشت درخت خرما به او كمين زد و بر دست چپش ضربه‌اى زد [ و آن را قطع كرد ] . عبّاس عليه السلام نيز خواند : اى جان ! از كافران مترس و به رحمت خداى جبران كننده ، بشارتت باد ! همراه با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ، سَرور برگزيده ! با سركشىشان ، دست چپم را قطع كردند پروردگارا ! آنان را به داغىِ آتش برسان ! پس آن ملعون ، با عمود آهنين [ به او زد و ] عبّاس عليه السلام را به شهادت رساند . هنگامى كه حسين عليه السلام ، او را بر [ كناره ] رود فرات ، افتاده ديد ، گريست و چنين خواند : « اى بدترينِ مردمان ! با كارتان ، تجاوز كرديد و با گفته محمّد پيامبر ، مخالفت كرديد . آيا بهترينِ پيامبران ، سفارش ما را به شما نكرد ؟ آيا ما از نسل پيامبرِ تأييد شده نيستيم ؟ آيا زهرا عليها السلام ، مادر ماست يا شما ؟ آيا احمد ، بهترينِ مردمان نيست ؟ نفرين شُديد و به خاطر جنايتتان ، رسوا گشتيد به زودى ، داغىِ آتشى برافروخته را خواهيد ديد » . « 1 »
هامش
( 1 ) كانَ عَبّاسٌ السَّقّاءُ قَمَرُ بَني هاشِمٍ ، صاحِبَ لِواءِ الحُسَينِ عليه السلام ، وهُوَ أكبَرُ الإِخوانِ . مَضى بِطَلَبِ الماءِ فَحَمَلوا عَلَيهِ وحَمَلَ هُوَ عَلَيهِم ، وجَعَلَ يَقولُ : -