همچنين در « زيارت ناحيه دوم » آمده است :
السَّلامُ عَلى عَلِيٍّ الكَبيرِ ، السَّلامُ عَلَى الرَّضيعِ الصَّغيرِ « 1 » .
سلام بر علىِ بزرگ ! سلام بر شيرخواره كوچك !
گفتنى است كه در شمارى از منابع متأخّر ، مطالبى در ذكر مصائب على اصغر ، گزارش شده است كه در منابع قابل استناد ، ديده نمىشود ؛ مانند آنچه در روضة الشهدا ، در پايان نقل زير ، در باره بىشير شدن مادر على اصغر آمده است كه :
[ امام حسين عليه السلام ، ] على اصغر را روى دست آورده و آواز داد كه :
اى قوم ! اگر به زعم شما ، من گناه كردهام ، اين طفل ، بارى ، هيچ گناهى ندارد . وى را يك جرعه آب دهيد كه از غايتِ تشنگى ، شير در پستان مادرش نمانده « 2 » .
يا آنچه در كتاب مَصرَعُ الحسين عليه السلام آمده كه :
در ميان لشكر عمر بن سعد ، در باره آب دادن به على اصغر ، اختلاف افتاد . ابن سعد به حَرمَله گفت : اين نزاع را قطع كن ! « 3 »
يا آنچه در سوگنامه آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله آمده است كه :
حرمله به مختار گفت : اكنون كه مرا مىكُشى ، بگذار كارهاى خودم را بگويم تا قلبت را بسوزانم . اى امير ! من ، سه تير سهشاخه داشتم كه آنها را با زهر ، آميخته كرده بودم . با يكى از آنها ، گلوى على اصغر را در آغوش حسين ، دريدم ؛ با دومى ، قلب حسين را نشانه رفتم . . . ، و با سومى ، گلوى عبد اللَّه بن حسن را « 4 » .
يا آنچه در مُحْرِقُ القلوب آمده است كه :
على اصغر ، بعد از تير خوردن ، به روى پدر نگريست و تبسّمى كرد و سپس به شهادت رسيد « 5 » .
هامش
( 1 ) المزار الكبير : ص 496 ح 9 ، بحار الأنوار : ج 101 ص 317 ح 8 .
( 2 ) روضة الشهداء : ص 342 . البته اين نقل ، بدون جمله آخر ، در تاريخ بلعمى آمده و بىاشكال است .
( 3 ) مصرع الحسين عليه السلام : ص 181 .
( 4 ) سوگنامه آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله : ص 535 به نقل از منهاج الدموع : ص 411 .
( 5 ) محرق القلوب : ص 106 .