2 / 3 پيشنهاد عُمَر بن على بن ابى طالب به امام عليه السلام « 1 »
93 . الملهوف - به نقل از محمّد بن عمر - : از پدرم عمر بن على بن ابى طالب ، شنيدم كه براى خويشانم ( خاندان عقيل ) چنين تعريف مىكرد : وقتى برادرم حسين عليه السلام از بيعت با يزيد در مدينه سر باز زد ، نزد او رفتم و او را تنها يافتم . به وى گفتم :
جانم فدايت ، اى ابا عبد اللَّه ! برادرت حسن ، از پدرش برايم نقل كرد كه . . .
ديگر گريه امانم نداد و هِق هقِ گريهام بلند شد .
او مرا در آغوش گرفت و فرمود : « برادرم گفت كه من كشته مىشوم ؟ » .
گفتم : از اين بگذر ، اى پسر پيامبر خدا [ كه من توان گفتنش را ندارم ] !
فرمود : « تو را به جان پدرت سوگند ، آيا از كشته شدن من خبر داد ؟ » .
گفتم : بله . پس چرا بيعت نمىكنى ؟
فرمود : « پدرم به من خبر داد كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به وى از كشته شدن خودش و من
هامش
( 1 ) عمر بن على بن ابى طالب - كه كنيهاش ابو حفص است - ، آخرين پسر امام على عليه السلام است . مادرش صهباى ثعلبى يا تغلبى است و كنيه صهبا امّ حبيب است . عمر به همراه برادرش حسين عليه السلام به كوفه نرفت . در كتاب الفتوح و مقتل خوارزمى آمده كه در كربلا حضور داشت و به شهادت رسيد ؛ ولى اخبار درست ، بر خلاف آن دلالت دارند ؛ زيرا بيشتر شرححالنويسان گفتهاند كه وى در كربلا حضور نداشته و كسانى كه نام شهداى كربلا را به دست آوردهاند ( از شيعه و اهل سنّت ) ، نام او را ثبت نكردهاند . علاوه بر آن ، گزارش شده كه وقتى خبر شهادت امام حسين عليه السلام به وى رسيد ، لباسهاى رنگىاش را پوشيد و بر درِ خانهاش نشست و گفت : من ، جوانى دورانديشم . اگر با آنان مىرفتم ، بايد در نبرد ، شركت مىكردم و كشته مىشدم . وى در ينبع در هفتاد و هفت يا هفتاد و پنج سالگى در گذشت .