« سعيد بن سعد بن عباده » درباره مغازى نزد نوهاش بود و « ابنسعد » در « الطبقات الكبرى » از آن بهره برده است . « سهيل بن ابىخيثمه » نيز كتابى در مغازى داشت كه واقدى از آن استفاده كرده است . « 1 »
اينگونه نمونهها فراواناند ، اما افرادى در تاريخنگارى اسلامى نقش اصلى و اساسى دارند كه مشخصاً اخبار را گرد آورده و كتب تاريخى را تدوين كردهاند . ازاينرو برخى تاريخنگاران مسلمان را نام مىبريم كه در سه قرن نخست هجرى به ثبت و كتابت تاريخ همت گماشتهاند . « فؤاد سزگين » با پژوهشى كه در اين باره انجام داده ، تقريباً فهرست جامعى از تاريخنگاران قرون نخستين را گرد آورده است و آنان را در ذيل چند موضوع و به تفكيك دو دوره اموى و عباسى تا حدود سال 430 ه . ق طبقهبندى كرده است ؛ موضوعاتى مانند تاريخنگاران عصر جاهلى ، سيرهنگاران ، تاريخنگاران تواريخ عمومى ، تدوينگران تاريخهاى محلى و شهرها به تفكيك مناطق و بلاد و پديدآورندگان آثار فرهنگى و تمدنى . اكنون شمارى از مشاهير سه قرن نخست اين فهرست 217 نفرى با در نظر گرفتن ترتيب زمانى نام مىبريم :
- سعيد بن سعد بن عباده خزرجى ( صحابى پيامبر ( ص ) ) ؛
- ابويحيى ( ابومحمد ) سهل بن ابىخيثمه ( حثمه ) مدنى انصارى ( در عصر معاويه ) ؛
- ابومحمد سعيد بن مسيب بن حزن مخزومى ( 13 - 94 ه . ق ) ؛
هامش
( 1 ) . علم التاريخ عند العرب فكرته و فلسفته ، نزار عبداللطيف ، حديثى ، صص 54 - 57 .