تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

ه ) مقابله گزينشى با روايات

نورولى در استدلال‌هايش و استناد به روايات افراد ، در بسيارى موارد اخبار را گزينش ، و از برخى چشم‌پوشى كرده است . اين احتمال نيز وجود دارد كه او به همه روايات دست نيافته باشد . اگر چنين باشد ، اين نيز ضعف بزرگى است كه عقايد فردى ، بدون آنكه همه منقولاتش به دست آمده باشد ، بررسى و نقد شود ؛ مثلًا از حبه عرنى ، اسماعيل سدى ، حارث بن حصيره و أصبغ بن نباته روايات فراوانى افزون بر آنچه وى در كتابش آورده است ، وجود دارد . عجيب‌تر آنكه از ابان احمر فقط يك روايت بيان كرده ( بهتر است بگوييم يافته ) است . « 1 »

و ) نداشتن معيارى روشن براى گزينش افراد نام‌برده در كتاب

او براى گزينش افراد نام برده در كتابش معيار شخصى بيان كرده است و دليلش را براى انتخاب آن راويان از ميان راويان بسيارى كه در فضايل و مناقب على ( ع ) و اهل‌بيت ( عليهم السلام ) حديث نقل كرده و به افراط در تشيع متهم شده‌اند ، ذكر نكرده است . شايد دليلش براى چنين گزينشى ، به دست آوردن اخبارى از ايشان و دست‌نيافتن به روايات منقول ديگر راويان باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ص 89 . ( 2 ) . مثلًا داهربن‌يحيى رازى و پسرش عبدالله علىبن‌قرين بغدادى ؛ الضعفاء الكبير ، عقيلى ، ج 2 ، ص 47 و ج 3 ، صص 249 و 250 ، عدىبن‌ثابت انصارى ( برادر خزيمه ) ؛ تاريخ ابن‌معين ، ج 1 ، ص 378 ؛ ابوالهيثم خالدبن‌مخلد قطوانى ، ابوالصلت هروى ؛ ميزان الاعتدال ، ذهبى ، ج 1 ، ص 640 و ج 2 ، ص 616 و علاءبن‌عرار ؛ المعجم الاوسط ، طبرانى ، ج 2 ، ص 38 ؛ فتح البارى ، ابن‌حجر ، ج 7 ، ص 13 ؛ مجمع الزوائد ، هيثمى ، ج 9 ، ص 115 .