تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
است ، سنى مىداند ، اما « محمد بن حبيب بغدادى » و « عبيدالله بن موسى عبسى » را شيعه . « 1 » اين مطلب كاملًا روشن است كه افرادى مانند آنان ، به سبب كذاب بودن و فساد عقيدتى و اخلاقى تضعيف نشده‌اند ، بلكه به دليل اندك بودن رواياتشان درباره فضايل خاندان پيامبر ( ص ) يا منقصت خلفا به تشيع متهم ، و تضعيف شده‌اند . نورولى خود درباره عبيدالله ، با استناد به سخن « ابن‌سعد » ، مىگويد : « ظن غالب من اين است كه به سبب تشيعش از سوى رجاليون تضعيف شده است » . « 2 » « جعفر بن سليمان ضبعى » ( م . 178 ه . ق ) نيز با اينكه در نقل روايت ، موثق و متقن توصيف شده ، اما تمايلش به اهل‌بيت ( عليهم السلام ) نقطه ضعف او قلمداد شده است . « 3 » درباره « ابن‌اسحاق » نيز گفته‌اند كه برخى از علما ، به دلايلى از جمله تشيع او ، از نقل رواياتش خوددارى ورزيده‌اند . « 4 » اين موارد ، سوء ظن ما را برمىانگيزد كه همان‌گونه كه درباره دلايل تضعيف شمارى از راويان مانند
هامش
( 1 ) . صص 100 و 179 . ( 2 ) . ص 180 كتاب . ( 3 ) . ص 176 . ( 4 ) . ص 205 ؛ همچنين ر . ك : تاريخ بغداد ، خطيب بغدادى ، ج 1 ، ص 239 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 7 ، ص 39 .