به ديگر مورخان شيعه توجه چندانى نداشتهاند و حتى از برخى ، يك روايت هم نقل نكردهاند كه يك دليل آن رويكرد مورخان شيعه به مباحث خاص شيعه و گريز اهلسنت از آنها بوده است ؛ دليل ديگر اينكه اهلسنت بيشتر تاريخنگاران شيعه را ضعيف مىپندارند . درواقع با بررسى همين چند نمونه از مورخان شيعه به روشنى مىتوان خط سير تاريخنگارى شيعه و سنى و ميزان همگرايى و واگرايى آنان را دريافت ؛
9 . رويكرد دانشمندان اهلسنت به آثار تاريخى شيعه ، بيشتر در حوزه تحولات عراق بوده است ؛ زيرا كوفه مركز شيعيان بود و دانشمندانى مانند ابومخنف ، منقرى ، ثقفى و برخى ديگر ، به سبب درك عميقتر از حوادث عراق ، با توجه بيشترى مطالب را ثبت كردهاند و به ناچار از آثار مورخان عراق كه شايد بتوان گفت مشاهير آنان شيعه بودند ، استفاده كردهاند ؛ بنابراين بهرهگيرى دانشمندان سنى از مورخان شيعه بيشتر به سبب اجبار و نياز بوده است ؛
10 . بيشتر آثار و اخبار تاريخى شيعه از بين رفته و آنچه در منابع بعدى شيعه و اهلسنت باقى مانده ، فقط بخشى از تاريخنگارى شيعه است .
نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: محمد غفورى
ص١٠٠