2 - « اى اهل كتاب ! چرا حق را به باطل مشتبه مىسازيد و حق را پوشيده مىداريد ؛ در حالىكه مىدانيد ؟ »
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
. « 1 » 3 - « نرسد هيچ آدمى را كه خداى تعالى او را كتاب و حُكم پيامبرى داده است كه به مردم بگويد : بندگان من باشيد و مرا به جاى خدا بپرستيد ؛ ولى گويد : از خداپرستان باشيد ؛ به تعليمى كه از كتاب مىگيريد و آنچه درس مىدهيد . و به شما فرمان نمىدهد كه فرشتگان و پيامبران را خدايان خود گيريد . آيا به شما فرمان به كفر مىدهد ؛ آن هم پس از اينكه تسليم ( مسلمان ) شدهايد ؟ »
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ * وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
. « 2 » اگر افكار دينى از تعصّبات ناشى از منافع قدرت يا حرص قدرتطلبى و مادّيت يا ولع دنياخواهىِ رهبران دينى و سياسى رها شود و انسان از افسانههاى تاريخى و خيالبافىهاى منازع با عقل و علم رهايى يابد ، مىتوان به هدف مشترك همهء انبيا در كمالبخشيدن به روح معنوى انسان و عروج انديشهء او ره يافت و در اين وادى ، باورهاى دينى با انديشههاى صحيح پالايش مىيابد و عقل با سلوك معنوى ، جامعيّت خود را به دست مىآورد و در نهايت ، امكان بازگشت به خطوط اصلى و مستندِ تعاليم معنوى و اخلاقى انبيا فراهم مىشود .
حصول چنين موقعيّتى باعث شد تا محمّد صلى الله عليه و آله دعوت خود را براى ترك تعصّبهاى مذهبى در تشكيل يك جامعهء يكتاپرست ابلاغ دارد و وحدت انبيا را در
هامش
( 1 ) . آلعمران : 71
( 2 ) . همان : 79 و 80