تعاليم اسلام كه در نهادش پالايشِ تعاليم تحريفشده و تصحيح روشهاى غلط نهفته بود ، نداشتند . از اينرو سعى كردند تا ظاهراً به بنيادهاى نخستينِ ايمان يهودى بازگشت نمايند و به اتّكاء آن ، مبارزهء فرهنگى عليه مسلمانان مدينه را بُعدى ديگر بخشند ؛ ولى در اين مرحله آنها با دعوت محمّد صلى الله عليه و آله از همهء پيروان مذاهب الهى روبرو شدند كه براى تشكيل جامعهء مؤمنان ، منازعات را كنار نهاده ، با تمسّك به ايمان مشتركِ همهء آنها به خداى يكتا ، راه معنويّت و اخلاق الهى را در قلوب انسانها مىگشايد .
دوم : تلاش براى تشكيل يك جامعهء يكتاپرست و زدودن تمام تعصّبهاى مذهبى در قبال پيروان مذهب
پيامبر صلى الله عليه و آله ابتدا براى رفع اختلاف ميان مسيحيان و يهوديان كه از افكار غلط يا بىاطّلاعى آنها نشأت مىگرفت ، تلاش كرد :
1 - آن هنگام كه يهوديان و مسيحيان نجران در بارهء يهودى يا مسيحىبودن ابراهيم منازعه و ستيز كردند ، محمّد صلى الله عليه و آله به آنها گفت :
« اى اهل كتاب ! چرا در آيين ابراهيم مجادله مىكنيد و حال آنكه تورات و انجيل نازل نشده است ؛ مگر بعد از او ؟ آيا نمىانديشيد ؟ بيدار باشيد ! بر فرض در چيزى كه علم داريد ، مجادله مىكنيد ؛ چرا در آنچه به آن علم نداريد ، مجادله مىكنيد ؟ خدا مىداند و شما نمىدانيد . ابراهيم نه يهودى بود و نه مسيحى . او تسليم به دين حنيف بود و در شمار مشركان نبود . » « 1 »
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ وَ ما أُنْزِلَتِ التَّوْراةُ وَ الْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ * ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فِيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ * ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
. « 2 »
هامش
( 1 ) . آلعمران : 65 تا 67
( 2 ) . همان .