همين مسأله را « بستانى » در ذيل واژهء خيبرم
KHAIBAR
مورد تصريح قرار داده است كه : « و يهود خيبر موصوفون بالمكر و الخبث . » « 1 » از نظر موقعيّت جغرافيايى ، سرزمين خيبر در مجاورت حرّهء خيبر كه بزرگترين حرّهء جزيرةالعرب پس از حرّه بنى سُلَيم است ، قرار گرفته است ؛ ولى در متون جغرافيايى قديم عرب ، حرّهء بزرگ خيبر ، به حرّههاى متعدّدى تقسيم شده ، هر يك از آن را نامى دادهاند :
جنوب شرقى آن را حرّهء فدك ، شمال شرقى آن را حرّهء ضرغد ( / لابة ضرغد ) و وسط آن را كه منازل خيبر در آن قرار گرفته ، حرّة النّار خواندهاند . سمت غربى آن نيز تا شمال مدينه و نزديكىهاى وادىالقرى ، به اسم حرّهء ليلى مشهور بوده است .
با اين نگرش جغرافيايى است كه مىتوان موقعيّت جغرافيايى زمينهاى سرسبز و مسكونى و آباد را كه ميان ريگزارهاى حرّهء خيبر قرار دارند ، مورد شناسايى قرار داد .
سرزمين فدك در شرقِ آن و سرزمين يديع نزديك فدك قرار گرفته و در سمتِ جنوبى آن نيز ، سرزمينِ ضرغد در شمال واقع شده است .
امّا درّههايى كه ميان كوهها واقع است يا تپّههايى كه سيل در آن جارى مىشود و عرب آن را واد مىخواند ، در سرزمين خيبر بسيار است :
نخست بايد از وادى طرّف ياد كنيم كه امروز مردم ساكن خيبر به آن صويدره مىگويند . در مجاورت آن وادى الشقره قرار گرفته است و در مشرقش وادالنُّخَيل و در مجاورت شرقى آن وادى نخل قرار دارد كه امروز به آن الحناكيه مىگويند .
در تمام اين وادىها روستاهاى متعدّدى ديدم كه در آن مردم ، زندگى مىكنند و با وفور آب جارى ، به كار كشاورزى مىپردازند .
امروزه به سادگى ، بيشتر مردم از مناطق مهم حرّه نام مىبرند . حرّهء خيبر را به وسطِ اين منطقه ، حرّة الكوره را به جنوب غربى آن و حرّة هُتَيم را به شمالش اطلاق مىكنند .
مساحت اين حرّه در آخرين منابع جغرافيايى سرزمين حجاز كه به دستم رسيده ، بدين قرار است : جهت جنوبى آن در خطّ عرض جغرافيايى 35 / 24 تقريباً تا خطّ عرض 30 / 26 در شمال آن امتداد دارد و از شرق به خطّ طول 35 / 40 و در غرب 30 / 38 است .
هامش
( 1 ) . « دايرةالمعارف البستانى » ، ج 7 ، ص 507