از ميان اين سه نظريه ، نظريّهء ياقوت حموى با زبانشناسى باستانى عبرى و آرامى تطابق بيشترى دارد و براى پذيرش آن منابع قابل قبولترى در دست ماست . البتّه پيوند نژادى ونَسبى خيبر بهعنوان پسر « قانية بن مهلائيل » با واژهء « ربذه » كه آن را مورّخان عرب ، عموى خيبر و زرود و شقره دختران يثرب ، متخصّصان شناخت افسانههاى عرب مانند ابنكلبى و زجاجى را متقاعد كرده است تا براى نامهاى مذكور ريشههاى افسانهاى و نه زبانشناسى جستجو كنند . به نظر مىرسد : منسوبكردن نام سرزمينها به افرادى كه تاريخ حيات آنها دور از دسترس شناخت است ، نمىتواند مورد اعتماد محقّقان امروزى قرار گيرد .
به هر حال سرزمين خيبر ، به عنوان محلّ سكونت يهوديانى كه از شمال شبهجزيرهء عرب به داخل سرزمين حجاز مهاجرت كردهاند ، ديرينهء تاريخى مُستند و پرسابقهاى دارد « 1 » و نمىتوان نژاد اصلى آنها را غيرعرب خواند . لذا بعضى از محقّقان از آنجا كه معتقدند : قبل از سكونت يهوديان در خيبر ، اين سرزمين محلّ سكونت اعراب غيريهودى بوده است ، نظر ابندريد را در تعريف ريشهاى واژهء خيبر پذيرا شدهاند .
سرزمين خيبر از نظر موقعيّت جغرافيايى ، يكى از بهترين زمينهاى مساعد حجاز براى كشاورزى بود و سكونت يهوديان و قبيلهء مقتدر و متنفّذ غطفان در مجاورت آن ، باعث گرديد كه در همهء ادوار تاريخى ، به عنوان يكى از مراكز مهمّ تجمّع يهودان و سرزمينى از بلاد قبيلهء غطفان درآيد و از نظر اقتصادى به شكل يكى از بازارهاى مهمّ عرب در عصر جاهلى ( معروف به سوق نطاة خيبر ) سلطهء اقتصادى - دينى خود را توأمان بر سرنوشت قبايل عربِ سرزمين حجاز تثبيت كند .
براى نگارنده مجهول است كه چه وقايعى در خيبر به وقوع پيوسته بود كه عموم مورّخان عرب ، يهودان آن سرزمين را مردمى مكّار وخبيث خواندهاند ! آلوسى مىنويسد :
« خيبر . . . وكان فيها قبائل من اليهود المستعربة وكانوا يوصفون بالمكر والخبث . » « 2 »
هامش
( 1 ) . « التاريخ العربي القديم » ، ص 249 ، ترجمهء عربى : فؤاد حسنين على .
( 2 ) . « بلوغ الارب فى معرفة احوالِ العرب » ، ج 1 ، ص 192 ، چاپ 3 ، قاهره ، دارالكتب الحديثه ، 1342 ه . ق .