در قرون 2 تا 3 ه . ق . صاحب كتاب « المناسك » درصفحهء 401 كتاب خود ، باعبارت :
« و جلس فى كهف سلع » به موقعيّت تاريخى كهف بنيحرام به عنوان غارى كه پيامبر به آن رفت و آمد مىكرده ، اشارهء روشن دارد . اهمّ مدارك مربوط به نشست و برخاست پيامبر صلى الله عليه و آله را مىتوانيم سندى بدانيم كه طبرانى در « الأوسط » از ابوقتاده نقل كرده است كه :
خرج مَعاذ بن جبل لطلب النبيّ فلميجده . . . فخرج حتى رقى جبل ثواب فنظر يميناً و شمالًا فبصر به في الكهف الذي اتخذ الناس إليه طريقاً إلى مسجد الفتح . قال معاذ : « فإذا هو ساجدٌ . . . » . « 1 » اين سند نشان مىدهد كه كهف بنىحرام ، منتهى به راهى مىشده كه مسجد الفتح در آنجا قرار داشته است و نيز غارى بوده كه يك بارپيامبر صلى الله عليه و آله را در آن ، در يك سجدهء طولانى يافتهاند .
سهمودى در سدههاى هشتم و نهم هجرى ، غار را ديده است و آن را محلّ زيارت مردم به ياد روزهاى اقامت محمّد در واقعهء خندق توصيف كرده است . اين محقّق ، از مسجد فتح گذشته است و از طريق بريدگىهاى كوه سلع ، به كهف كه در بطن شعب بنيحرام قرار دارد ، رسيده است .
امروزه كهف بنيحرام در قسمت غربى كوه سلع كه در شمال آن مسجد فتح واقع است ، شهرتى خاص ميان مردم مدينه دارد . از اين محل است كه مىتوان به قسمت جنوبى كوه سلع ره يافت و كتيبهء كوفى نقرشده بر سنگِ صيقل دادهشده را مشاهده كرد .
اين كتيبه ظاهراً از دوران صحابه بجا مانده و متن آن بدين قرار است :
أمْسَى و أصْبَحَ عُمَرُ و أبُوبكر يشكوان إلى اللَّه من كل مايكره يقبلُ اللَّه عُمَرَ اللَّه يُعَامِلُ عُمَرَ بالمغْفِرةِ . « 2 »
هامش
( 1 ) . « معاذ بن جبل به جستجوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفت و ايشان را نيافت ، پس به كوه رفت و به جانب چپ و راست نظر كرد و آن حضرت را در غارى ديد كه مردم از راه آن ، به سوى مسجد فتح مىروند و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در آنجا در حال سجده يافت . »
( 2 ) . پيكرهء 8 - 3