محمّد صلى الله عليه و آله چه مىتوانست بكند ؟ ؛ در حالى كه به گفتهء واقدى :
« بتپرستان و يهوديان ، تمام حملات خود را متوجّه يك هدف ( خيمهء پيامبر ) كرده بودند . » « 1 » 2 - اين محاصره بيش از بيست روز ، مدينه را در خود مىفشرد . محمّد بن جرير طبرى در وصف آن روزها مىنويسد :
ترسِ مسلمانان فزونى گرفت و دشمن از بالا و زير بيامد و مؤمنان گمانها ناروا كردند و نفاق منافقان نمايان شد ؛ تا آنجا كه معتب بن قشير گفت :
« محمّد به ما وعده مىدهد كه گنجهاى كسرى و قيصر را مىخوريم ؛ امّا به قضاى حاجت نمىتوانيم رفت . »
اوس بن قيظى در حضور مردم قوم خويش گفت :
« اى پيمبر ! خانههاى ما بىحفاظ است . اجازه بده به سوى محلّهء خويش باز گرديم . » و مسلمانان به محنت افتادند . « 2 » 3 - واقدى نيز اين وضعيّت را در يك جمله چنين خلاصه كرده است :
« هنگام جنگ خندق ، مسلمانان در سرما و گرسنگى شديد قرار داشتند .
حذيفة بن يمان در اين مورد گفته است :
« شبى بسيار سرد با رسول خدا كنار خندق بوديم و در آن شب ، سرما و گرسنگى و ترس در ما جمع بود . »
آيا چنين وضع محنتبارى را مىتوان غزوه و عزم مسلمانان براى جنگكردن خواند ؟ يا بايد دفاع اجتنابناپذير لقب داد ؟
4 - مورّخان متّفقند كه پيامبر حاضر شد كه به سران غطفان ، يك سوم حاصل خرماى مدينه را بدهد تا آنها دست از محاصرهء مسلمانان بردارند . آن حضرت ، دلايل
هامش
( 1 ) . « مغازى » ، ج 2 ، ص 351
( 2 ) . « تاريخ الرّسل و الملوك » ، ذيل شرح واقعهء خندق ، سال پنجم . نيز نك : ترجمهء فارسى ، ج 3 ، ص 1073