است ، بهخوبى نشان مىدهد كه سمهودى ، مدارك تاريخى مستندى در مورد غار بهدست نياورده است و در عين حال نمىخواهد كه به قبول مردم در طول تاريخ و به شهرت آن اعتراضى داشته باشد .
به هر حال ، غار بر بلندى كوه احد ، قرنها مورد ديدار زائران و مسافران مدينه بوده است و آن را بهعنوان اثرى از واقعهء احد مورد توجّه قرار مىدهند .
ابنجبير ، سيّاحِ مشهور سدهء 6 ه . ق . ذيل شرح مشهد و مسجد حمزهء احد ، به غارى كه مورد توجّه زائران در احد بوده ، اشاره كرده ، مىنويسد :
« و الغار الذي أوى إليه النبيّ - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - » .
لذا معلوم مىشود كه در حوالى سالهاى 578 - 581 ه . ق . موقعيّت غار ، مشهور اهل مدينه بوده است . « 1 » اين غار با فضايى براى پنهانشدنِ يك فرد بر سمت شرقى دهانهء درّه جاى دارد و « ابراهيم رفعت پاشا » بىآنكه از آن سخنى به ميان آورد ، عكسى از قسمت نهايى راهِ منتهى به غار به سوى عرصهء ميدان احد تهيّه كرده است كه بهخوبى از موقعيّت تاريخى آن در سال 1321 ه . ق . حكايت مىكند و زائرانى را نشان مىدهد كه براى ديدار آن در رفت و آمد هستند . « 2 » حقيركهدرسالهاى 1395 - 1397 ه . ق . بهاحد رفتم ، اسلايدهاى متعدّدى را از زاويهء ميدان وقوع نبرد به طرف غار تهيّه كردم كه دقيقاً موضع آن را بر بلندى كوه احد نشان مىدهد و از كثرت جمعيت ديداركننده حكايتى آشكار دارد . پيكرهء 16 - 2 ؛ 17 - 2
2 / پ : قبّةالثنايا
ابنهشام به سلسلهاسنادش از ابوسعيد خدرى روايت مىكند كه « عُتْبَة بن ابىوَقّاص » در روز احد سنگى به سوى پيامبر پرتاب كرد كه موجب شكستهشدن دندان
هامش
( 1 ) . « رحلة ابنجبير » ، ص 173 ، چاپ بيروت ، 1964 م
( 2 ) . پيكره 15 - 2