از اين سند تاريخى صريحاً متوجّه مىشويم كه « الكثيب » تپّهاى در بدر بود و آن تپّه در وادى دور تر يعنى : عدوةالقصوى قرار داشته است و قريش ، پشت آن تپّه در وادى دور تر موضع گرفته بودند .
ابناسحاق توضيح بيشترى از موقعيّت « الكثيب العَقَنْقَل » ارائه مىكند :
« و مضت قريش حتّى نزلوا بالعدوة القصوى من الوادي ، خلف العقنقل و بطن الوادي و هو يَلْيَل بين بدر و بين العقنقل ، الكثيب الذي خلفه قريش ، و القلب ببدر في العدوةالدنيا من بطن يليل إلى المدينة » . « 1 » در اين اسناد كه يك سوى آن تاريخ و سوى ديگرش جغرافياى وقايع تاريخى بدر است ، قريشيان در عُدوةالقُصواى وادى ، منزل گزيدند و آن مكان پشت عَقَنْقَل است ؛ و بين بدر و عَقَنْقَل ، يليل قرار دارد و آن وادى بدر است كه :
« يمرّ بالصفراء ثمّ ينحدر إلى بدرو يصب في البحر بقرب الرايس جنوب ينبع » . « 2 » چنين موقعيّتى از نظر جغرافيايى به نحوى بوده كه پيامبر از حول و حوش عريش مىتوانسته آن را بنگرد و جملهء « فلمّا رآها رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - تَصوَّب من العَقنقَل » اشاره به همين مكان دارد .
بنابر اين چون عدوةالقصوى ، سمت يمانى يا جنوبى منطقهء بدر بوده ، لذا در حدّ فاصل بين بدر و انتهاى وادى - كه به عدوةالقصوى شهرت يافته - تپّه يا الكثيب قرار داشته است و قريشيان در پس آن ، خود را براى حمله آماده مىكردند .
اين نشانه را از سندى ديگر كه واقدى هم مانند ابناسحاق آن را در كتابش آورده است ، پى مىبريم ومىيابيم كهتپّهء مذكور درحدّ فاصلوادى و « سهلبدر » سنگى و ريگى
هامش
( 1 ) . « كاروان قريش رفت و در عدوة القصوى ، در ميان دشت پشت ( تپهء ) عقنقل و در دل دشت فرود آمد و آن محلى است بهنام يليل ؛ ميان بدر و عقنقل ( همان تپهاى كه قريش در پشت آن جاى گرفت ) و چاههاى بدر در عدوةالدنيا ، در ميانهء يليل و در جهت مدينه واقع بود » ؛ همان : ص 271
( 2 ) . « از صفرا مىگذرد و بهسوى بدر سرازير مىشود و در نزديكى « رايس » در جنوب « ينبع » به دريا مىريزد » . حمدالجاسر ، پاورقى « المغانم » ، ص 439