1 / ث : مسجد عريش
عريش در لغت به سايبانى شبيه خيمه اطلاق مىشود . « 1 » ابناسحاق مىنويسد :
« أنّ سعد بن معاذ قال : يا نبىاللَّه ! أ لا نبني لك عريشاً تكون فيه و نُعِدُّ عندك ركائبك ثمّ نلقى عدوّنا فإن أعزّنا اللَّه و أظهرنا على عدوّنا كان ذلك ما أحببنا و إن كانت الأخرى جلسَت على رَكائبك فلحِقت بمَنْ وراءنا من قومنا ، فقد تخلّف عنك أقوام . يا نبىاللَّه ! ما نحن بأشدّ لك حبّاً منهم و لو ظَنُّوا أنّك تلقى حرباً ماتخلّفوا عنك يَمنُعك اللَّه بهم يُناصحونك و يجاهدون معك فأثنى عليه رسولاللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - خيراً و دعا له بخير . ثمّ بُني لرسولاللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - عَريش فكان فيه » . « 2 » محمّد بن عمر واقدى در « المغازى » ، ج 1 ، ص 41 ، فارسى و ج 1 ، متن عربى به نقل از محمّدبن صالح به نقل از عاصمبن عمر به روايت از محمود بن لبيد ، اين سند تاريخى را ثبت كرده است :
« همين كه پيامبر ، كنار چاه بدر فرود آمد ، براى آن حضرت سايبانى از شاخههاى خرما ساختند و سعد بن معاذ در حالى كه شمشير خود را به گردن آويخته بود ، بر در سايبان ايستاد و پيامبر و ابوبكر وارد سايبان شدند . »
هامش
( 1 ) . طريحى ، « مجمعالبحرين » ، افست چاپ سنگى ، ص 318
( 2 ) . « سعدبن معاذ گفت : اى پيامبر خدا ، آيا برايت سايبانى بسازيم كه در آن باشى ، مركبت را هم بياوريم و سپس به جنگ دشمن برويم ، اگر خداوند ما را كرامت داد و بر دشمن چيره شديم ، اين همان مطلوب ماست ؛ و اگر ديگرگونه شد ، بر مركبتان مىنشينيد و بهسوى قوم ما كه در پيش هستند ، رهسپار مىشويد ؛ زيرا گروهى از ما ( در مدينه ) ماندهاند و همچون ما ، دوستدار تو هستند . اگر مىدانستند كه جنگ در پيش دارى ، بازنمىماندند و مىآمدند . ( در صورت شكست ما در جنگ ) خداوند تو را بهوسيلهء آنان محافظت خواهد كرد . آنان خيرخواه تو هستند و در كنار تو پيكار مىكنند .
پيامبر صلى الله عليه و آله با شنيدن اين عبارات ، سعد را دعاى خير گفت و براى آن حضرت سايبانى برپا شد و در آن جاى گرفت » . « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 272 ، عربى به نقل از عبداللَّه بن ابىبكر .